کیهان:دوخط موازی که یکدیگر را قطع کردند!

 تهران پرس- 1- آخرین خبرها از محل برگزاری مذاكرات ایران و 1+5 حكایت از آن دارد كه مذاكرات «آلماتی 2» بی نتیجه به پایان رسیده است. خانم كاترین اشتون كه نمایندگی 1+5 را برعهده داشت در پایان دور دوم مذاكرات به خبرنگاران گفت؛ «مواضع طرفین دور از یكدیگر است و قرار است مذاكره كنندگان به پایتخت های خود باز گردند و پیشنهادات ارائه شده را بررسی كنند»!

 
مذاكرات آلماتی 2 چرا بی نتیجه پایان یافت؟ و در پایان این مذاكرات بی نتیجه، كفه اقتدار به نفع كدامیك از طرفین مذاكره سنگینی كرده است؟ برای پاسخ به این سؤال، ابتدا باید، فرازی از سخنان دقیق و كارشناسانه رهبر معظم انقلاب در جمع زائران حرم مطهر رضوی(ع) را مروری دوباره كرد؛«براساس تجربه و نگاه به صحنه با دقت و كنجكاوی برداشت ما این است كه آمریكا مایل به تمام شدن مذاكرات هسته ای نیست. آمریكایی ها دوست ندارند گفتگوهای هسته ای تمام شود و مناقشه هسته ای حل شود؛ وگرنه چنانچه آنها مایل به اتمام این مذاكرات و حل این مشكل بودند، راه حل، بسیار نزدیك و بسیار آسان بود. ایران در مسئله هسته ای، فقط می خواهد حق غنی سازی او- كه حق طبیعی اش است- از طرف دنیا شناخته شود؛ مسئولان كشورهائی كه مدعی هستند، اعتراف كنند كه ملت ایران حق دارد غنی سازی هسته ای را برای اهداف صلح آمیز در كشور خودش و به دست خودش انجام دهد؛ این توقع زیادی است؟ این آن چیزی است كه ما همیشه گفته ایم؛ آنها همین را نمی خواهند.»
 
2- اسناد و شواهدی در دست است كه نشان می دهد آمریكا در چالش هسته ای با ایران به «بن بست» رسیده است. این بن بست را می توان در نقطه تلاقی دو خط جستجو كرد. دو خطی كه آمریكا انتظار داشت به طور موازی امتداد یابند و ایران اسلامی را در فاصله میان خود ابتدا «محدود» و نهایتاً به نقطه «فلج» برسانند ولی امروزه این دو خط موازی برخلاف آنچه حریف پیش بینی كرده بود یكدیگر را قطع كرده و در ادامه به ضد هم تبدیل شده اند. دو خط یاد شده عبارتند از؛
 
خط اول: ادامه غیرقانونی چالش هسته ای با این منظور كه بهانه و دستاویزی برای تحریم ها باشد.
 
خط دوم: ادامه تحریم ها با هدف پلكانی، تغییر رفتار و نهایتاً تغییر ساختار نظام.
 
درباره هر یك از این دو خط و پی آمدهای امروز آن، گفتنی هایی هست؛
 
3- آمریكا به چند علت مایل به پذیرش حق قانونی جمهوری اسلامی ایران و پایان دادن به چالش هسته ای نیست كه از آن میان، می توان به علت های زیر اشاره كرد. علت هایی كه مقامات رسمی آمریكا نیز بر آن تأكید ورزیده اند و یا به وضوح قابل فهم هستند.
 
الف: آمریكا از چالش هسته ای به عنوان یك بهانه و دستاویز برای تحریم ها استفاده می كند و نه آن كه از تغییر فعالیت هسته ای ایران به سوی تولید سلاح اتمی نگران باشد. مطابق مفاد NPT و پادمان های مربوطه، فعالیت صلح آمیز هسته ای حق قانونی و تعریف شده تمامی كشورهای عضو این پیمان است و برای پیشگیری از انحراف فعالیت های صلح آمیز به سمت تولید سلاح هسته ای -DIVERSION- نیز، انجام بازرسی های مداوم از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی پیش بینی شده است كه این بازرسی ها طی 10 سال گذشته با حضور بازرسان آژانس و نصب دوربین در مراكز هسته ای كشورمان، صورت پذیرفته و در حال انجام است و تاكنون هیچ نشانه ای از انحراف فعالیت هسته ای ایران به سوی تولید سلاح اتمی گزارش نشده است.
 
شورای حكام آژانس در اجلاس نوامبر 2004 -آبان 1383- با صدور یك مفاصای رسمی- CORRECTIVE MEASURE- تمامی قصورها و تقصیرهای احتمالی- بخوانید ادعایی- در پرونده هسته ای كشورمان را برطرف شده اعلام كرده بود… و از آن هنگام تاكنون نیز هیچ نشانه ای از غیرصلح آمیز بودن فعالیت هسته ای ایران ارائه نكرده است. در اواخر سال 2012 میلادی 16 نهاد اطلاعاتی آمریكا در گزارش مشتركی رسما اعلام كردند كه تحقیقات گسترده آنها نشان می دهد جمهوری اسلامی ایران از سال 2003 تاكنون هیچ برنامه و عملیاتی برای تولید سلاح هسته ای نداشته است. چند هفته قبل «جك استراو» وزیرخارجه اسبق انگلیس و یكی از سه عضو تروئیكای اروپایی- فرانسه، انگلیس و آلمان- در فاز اول مذاكرات هسته ای با ایران، اذعان كرد كه در چالش هسته ای حق با ایران بوده است و ما -غربی ها- این حق را نادیده گرفته ایم.
 
بنابراین ادعای نگرانی آمریكا در پوشش دروغین «نگرانی جامعه جهانی»! كمترین وجاهت فنی و قانونی ندارد. پس ماجرا چیست؟ پاسخ این پرسش را می توان از زبان «دیویدفروم» كارشناس برجسته آمریكایی شنید. فروم طی یادداشتی در سایت CNN با ابراز نگرانی می نویسد؛ اگر ایران به خواسته 1+5 تن بدهد و در برنامه هسته ای خود به نفع 1+5 تجدید نظر كند- بخوانید كوتاه بیاید- آمریكا و اتحادیه اروپا ناچار به لغو تحریم ها خواهند بود و این به اهداف غرب در مقابله با ایران آسیب می رساند چرا كه مقصود از تحریم ها، فشار بر ایران با دو هدف پلكانی «تغییر رفتار» و سپس «تغییر ساختار» جمهوری اسلامی ایران بوده است و…
 
ب: دومین و به بیان دیگر اصلی ترین دشواری پیش روی آمریكا برای اعتراف به حق هسته ای ایران و پایان چالش 10 ساله آن است كه در صورت اعتراف به حق ایران، الگوی دیگری از پیروزی ناشی از مقاومت به نام جمهوری اسلامی ایران ثبت شده و به جهان در حال برانگیختگی و ملت های به تنگ آمده از نظام سلطه پمپاژ خواهد شد و این برای آمریكا و متحدانش به منزله یك كابوس وحشتناك است.
 
در این باره اگرچه گفتنی بسیار است ولی تنها به اعتراف صریح «جرج فریدمن» مسئول شورای راهبردی «استراتفور» بسنده می كنیم. فریدمن می گوید «مشكل اصلی ما با ایران، برنامه هسته ای این كشور نیست، مشكل آن است كه ایران نشان داده است نه فقط بدون حمایت آمریكا، بلكه در حال درگیری و تخاصم با آمریكا می توان قدرت برتر تكنولوژیك و نظامی منطقه بود و این الگو بهار عربی- بخوانید بیداری اسلامی- در خاورمیانه و شمال آفریقا را درپی داشته است».
 
ج: آمریكا با توهم پراكنی درباره غیرصلح آمیز بودن فعالیت هسته ای كشورمان به پروژه «ایران هراسی» دامن می زند و از این طریق با فروش انبوه تجهیزات و تسلیحات نظامی به كشورهای مرتجع و دیكتاتورهای منطقه، آنها را سركیسه می كند.و دهها علت دیگر كه در محدوده این نوشته محدود نمی گنجد.
 
4- عوامل و علت های یاد شده اگرچه آمریكا را به ادامه چالش هسته ای ترغیب می كند ولی خط دوم، یعنی خط تحریم ها كه قرار بود به موازات خط چالش هسته ای و همسو با آن عمل كند، تغییر جهت داده و نه فقط مانع پیشرفت های علمی و فنی ایران اسلامی نشده است و نه تنها آرزوی خانم كلینتون در فلج كردن اقتصاد ایران و خواب آقای اوباما برای برانگیختگی مردم علیه نظام اسلامی را برآورده نكرده است بلكه به قول حضرت آقا در بیانات نوروز امسال و به گواهی واقعیات ملموس و محسوس، این تهدیدها به فرصت تبدیل شده و عزم مردم و مسئولان را برای مقابله با دشمن و رسیدن به نقاط اوج راسخ تر كرده است. مردم علی رغم برخی سختی ها و گرانی ها در راهپیمایی 22 بهمن حماسه ای بی نظیر آفریدند. دانشمندان ایرانی به پیشرفت های عظیمی نظیر، ورود به باشگاه فضایی، اعزام موجود زنده به فضا، رشد علمی چند برابر متوسط جهانی دست یافتند و این همه در حالی است كه به گفته وزیر خزانه داری آمریكا، تیر تحریم ها به سوی غرب كمانه كرده است و روزنامه صهیونیستی هاآرتص می نویسد «آرامش در ایران، دهن كجی به تحریم هاست». گاردین می نویسد «بحران اقتصادی غرب، تحریم ها را به نفع ایران رقم زده است»، گلوبال ریسرچ اذعان می كند كه «آمریكا با تحریم نفت ایران، اتحادیه اروپا را وادار به خودكشی كرده است». واشنگتن پست می نویسد «دود تحریم ها به چشم آمریكا رفته است». نخست وزیر انگلیس می گوید «شرایط اقتصادی انگلیس به گونه ای است كه اگر دیر بجنبیم با فاجعه روبرو خواهیم شد» و…
 
5- ادامه چالش هسته ای آمریكا با ایران، خط ترسیم شده ای بود كه به موازات خط تحریم ها می توانست آمریكا را به اهداف از قبل تعیین شده خود برساند ولی اكنون این دو خط موازی برخلاف تمام خطوط موازی كه در علم هندسه تعریف شده است، یكدیگر را قطع كرده اند و هر دو خط به سوی اهداف متضاد – و یا دستكم متفاوت- با اهداف از پیش تعریف شده تغییر مسیر داده و دیگر بازدارنده ایران اسلامی از پیشرفت نیستند.
 
6- اكنون می توان تابلوی مستندی از بن بست آمریكا و مختصات محسوس آن ترسیم كرد. اگر به چالش هسته ای پایان بدهد، الگوی جدیدی از پیروزی برخاسته از مقاومت 10 ساله را به نام ایران اسلامی ثبت كرده و موج فراگیر بیداری اسلامی را شتاب بخشیده است و چنانچه به چالش هسته ای ادامه بدهد، این چالش در حالی كه اهرم تحریم ها از كار افتاده است نه فقط بی نتیجه بوده و مانع پیشرفت ایران نیست بلكه به گونه ای دیگر، باعث تشویق و ترغیب ملت ها به ایستادگی در برابر زورگویی و باج خواهی نظام سلطه خواهد شد. ضمن آن كه ایران با همه توان به فعالیت هسته ای خود ادامه داده و می دهد و فرصت سوزی به زیان آمریكاست. از این روی با جرأت می توان گفت كه آمریكا در یك «بازی دو سر باخت» وارد شده است و قاعده و فرمول شناخته شده برای خروج از بازی دو سر باخت، انتخاب گزینه ای است كه باخت كمتری دارد و حساب سود در اینگونه بازی ها اساساً در میان نیست و شواهد حاكی از آن است كه آمریكا در پی یافتن راهی آبرومندانه! برای خروج از این بن بست است.
 
7- گزینه نظامی كه هر از چند گاه آقای اوباما با كنایه از «حضور آن روی میز» سخن می گوید نیز فقط یك قمپز مسخره است كه حضرت آقا در بیانات نوروزی خود به گونه ای واقع بینانه و مستند و با اقتداری متكی به پیوست قدرت، پاسخ تحقیركننده ای به آن دادند و پرداختن به این مقوله فرصت دیگری می طلبد. اما گفتنی است كه به قول نیویورك تایمز «آمریكا حتی به اندازه یك بند انگشت هم قدرت اقدام نظامی ندارد» و «نورمن دانیل» درباره پروژه مضحك حمله نظامی اسرائیل به نمایندگی از آمریكا خطاب به اوباما گفته بود «آقای اوباما! اگر این سگ – اسرائیل- را برای گاز گرفتن ایران بفرستیم، ایران صاحب سگ را به سختی تنبیه خواهد كرد» و به قول نشریه آمریكایی ویكلی استاندارد؛ رؤسای جمهور آمریكا از كارتر تا اوباما در این نقطه با [امام] خمینی اتفاق نظر دارند كه «آمریكا هیچ غلطی نمی تواند بكند».
 
نتیجه آن كه تنها راه پیش روی آمریكا تلاش برای خروج آبرومندانه از بن بست یاد شده است و از این روی با جرأت می توان گفت؛ در پایان مذاكرات بی نتیجه آلماتی 2، كفه اقتدار باز هم به سود ایران اسلامی سنگینی كرده است.

دیدگاه تان را اینجا به ما بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *