تعلل دولت در ارائه آئین نامه اجرایی قانون جذب آموزشیاران نهضت سوادآموزی دکتر سید جواد ابطحی در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری رسانه معلم:

به گزارش گروه آموزش و پرورش خبرگزاری رسانه معلم، طی ماه های گذشته، یکی از مهم ترین و پرسر و صدا ترین مسایلی که در جامعه ما رخ داد، وضعیت معیشت فرهنگیان و نظام کلی آموزش و پرورش است. در همین راستا، خبرگزاری رسانه معلم مصاحبه ای اختصاصی را با  آقای دکتر سید جواد ابطحی، نماینده محترم مردم خمینی شهر و عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی ترتیب داد تا ایشان به برخی سوالات دراین خصوص پاسخ دهند. این گفت و گو را از دست ندهید!

– سوال اول از شما بزرگوار این است که جنابعالی وضعیت کلی دانشگاه فرهنگیان را در شرایط کنونی چگونه ارزیابی می کنید؟ با توجه به اینکه شما سابقه تدریس در این دانشگاه را دارید و این که این دانشگاه رسالتی در زمینه تربیت نیروی های انقلابی دارد تا معلمان تربیت شده، آرمان های انقلاب را برای نسل بعدی تبیین کرده و افراد شایسته تربیت کنند؟

بسم الله الرحمن الرحیم، در ابتدا از شما تشکر می کنم بابت اینکه وقت گذاشتید و زحمت کشیدید.

دانشگاه فرهنگیان ادامه مراکز تربیت معلمی است که متاسفانه در دوره اصلاحات تعطیل و ضربه بزرگی به نظام آموزش پرورش وارد شد. اساس تربیت معلم (که اکنون دانشگاه فرهنگیان نامیده می شود) این است که سوزن بانان انقلاب را پرورش دهد. یعنی بنده معتقدم اگر که معلم فرهیخته، باسواد، مذهبی، با تقوا و متعهد به نظام و آرمان های شهدا تربیت دهیم و به جامعه ارسال کنیم، چنین معلمی می تواند در یک مدرسه، چندنفر دیگر را شبیه خود پرورش دهد و تاثیرگذار باشد.

همچنین وقتی سایر معلمان ببینند وقتی معلمی آمده که یک سر و گردن از آن ها بالاتر است و سواد و تخصص و تقوای بیشتری دارد، این اثرگذار است. البته اصلا بحث این نبود که تربیت معلم بتواند تامین کننده نیروی انسانی آموزش و پرورش باشد.

با این روشی که امروزه وجود دارد و همین امسال که ما 137هزار نفر کمبود نیرو داشتیم، مشخص است که دانشگاه فرهنگیان نمی تواند این حجم از کمبود را تضمین و تامین کند، پس هدف اصلی این دانشگاه باید این باشد که معلمان شاخص و در تراز جمهوری اسلامی تربیت کند.

با آمدن جناب دکتر خنیفر، خوشبختانه هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی این رویکرد بهبود داشته است. جمعیت را نیز ما گفتیم از 8 هزار نفر به 32 هزار نفر برسانند. این یعنی ما این امکان را داریم. این علاوه بر ظرفیت های ماده 28 است که فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی و آزاد و … هستند که بیایند و یک دوره یکساله در دانشگاه فرهنگیان بگذرانند و جذب نظام آموزش و پرورش شوند که البته این مقدار، حداقلی است؛ چرا که فردی که یک دوره یکساله یا نه ماهه را می گذراند، نمی تواند آن معلمی باشد که از او انتظار می رود.

در گذشته دوره های تربیت معلم شبانه روزی بود، مثلا جمعه ها اردوهایی داشتند، برنامه های پرسش و پاسخ وجود داشت و… که بسیار جالب بود و متاسفانه طوری شد که باتوجه به اینکه به نظام آموزش و پرورش رسیدگی کافی نشد، خیلی از این دوستان که فارغ التحصیل دوره های تربیت معلم بودند، بعدها جذب مشاغل و رشته های دیگر شدند و  از شغل معلمی خارج شدند.

– یعنی سیستم نتوانست این افراد را نگه دارد؟

خیر، نگه نمی داشت. یکی از مشکلات ما این است که به آموزش و پروش به عنوان دستگاه مولد نگاه نمی شود، بلکه معتقدند این دستگاه دستگاهی هزینه بر است. به همین جهت مخارج آموزش و پرورش را تامین نمی کنند؛ مثلا به وزارت خانه های دیگر بهتر رسیدگی شده و بودجه بیشتری به آن ها اختصاص داده می شود ولی معتقدند آموزش و پرورش هزینه بر است و هیچگونه خروجی ندارد.

درصورتی که این تفکر تفکری نادرست است. چراکه خروجی آموزش و پرورش خودش را در بلندمدت در دستگاه های دیگر نشان می دهد. ما استاندار خوب میخواهیم، نماینده خوب می خواهیم، وزیر، قاضی و پزشک خوب می خواهیم. اگر معلم، معلم خوبی باشد این نیازها تامین می شود. و الا باید همان هزینه هایی که در آموزش و پرورش انجام نشد در دستگاه های دیگر خرج شود.

متاسفانه این مسئله کوچک شمردن آموزش و پرورش آفت بزرگی است که مسئولین ما، چه قبل از انقلاب و چه بعد از آن دچار آن بوده اند و معتقدند که اینها زیاد هستند. بنده در مجلس هم گفتم که این ها زیاد هستند ولی زیادی نیستند. ما همین الان کمبود داریم. بله، می توان صد و پنجاه نفر را در یک کلاس جمع کرد و گفت به اینها آموزش بدهید بروند. این آموزش و پرورش نخواهد بود. مثل این می ماند که یک کالبد را بگذارند و دویست نفر آن را تشریح کنند. درست نیست. بنابراین نوع تفکر مسئولین را باید تغییر داد و بنده بسیار بسیار متاسفم که مجلس هم به همان تفکر نادرست دچار شده است. مجلس هم به همین دیدگاه دچار شد و تاسفم بیشتر می شود از اینکه همان کسی که خودش زمانی معلم بوده و امروز نماینده شده نیز بسیار فاصله گرفته است.

 -بله. اگر بررسی کنیم می بینیم بسیاری از نمایندگان مجلس زمانی معلم و فرهنگی بوده اند.

بله مثلا فراکسیون فرهنگیان تا دوسال تشکیل نشد درحالی که فراکسیون هایی مثل فراکسیون ورزش مرتب تشکیل شده اند. در صورتی که این بسیار مهم تر است. مشکل اینجاست که این دید مثبت به آموزش و پرورش که فوندانسیون و شاکله یک جامعه است وجود نداشته و این دید منفی بوده است.

 -آقای دکتر! به نکته مهمی اشاره کردید که آموزش و پرورش کمبود نیرو داشته و از ماده 28 نیز نیرو جذب می کند. مسئله دیگر در خصوص “آموزشیاران نهضت” که قبل از سال 1392 وجود داشت، است. تکلیف این افراد چیست؟ آیا بالاخره جذب می شوند یا خیر؟

ببینید، ما سال 95 یک الحاقیه ای دادیم که به “تبصره 10” مشهور شد. مبنی بر اینکه آموزشیاران بتوانند جذب شوند و آنهایی که امکان جذبشان وجود ندارد حداقل به عنوان حق التدرسی فعالیت کنند. اما قانون اصلی در زمان وزارت آقای حاجی بابایی تصویب شد که طی آن 40هزار نفر به مجموعه اضافه شد.

این افراد عموما شامل مربیان پیش دبستانی، بهداشت و … بودند و با توجه به اینکه تجربه و سابقه ای داشتند، اما سنشان از سن استخدام گذشته بود. اما از طرف دیگر نیاز در آموزش و پرورش وجود داشت و این بود که این قانون تصویب شد. در این دوره مجلس، تلاش شد تا با توجه به کمبود ها، افراد جامانده از آن قانون جذب شوند. این بود که مصوبه ای به مجلس ارسال شد.

البته عمر این مصوبه رو به پایان است. یعنی دولت سه ماه مهلت داشت تا آیین نامه اجرایی این قانون را تنظیم کنند که متاسفانه علی رغم قول چندباره دولت درباره تنظیم آیین نامه، تا همین لحظه هیچگونه تلاشی برای تشکیل کمیته تدوین آیین نامه اجرایی نشده است و مستحضر هستید که چنانچه آیین نامه اجرایی قانونی تنظیم نشود، آن قانون اجرا نخواهد شد.

 -این یعنی جذب این افراد ملغی است؟

تا الان بله. البته ما چندین بار در کمیسون بودجه سنواتی تکلیف کردیم که  مبلغی برای جذب احتمالی این افراد در سال 98 پیش بینی شود. یعنی این به این معنا نیست که کاملا ملغی باشد. اما به دلایل مختلفی که به استحضارتان رسیده، ما وزیر آموزش و پرورش را استیضاح کردیم که یکی از دلایل نیز همین بوده است.

– پس یعنی هنوز دقیقا چیزی مشخص نیست.

بله، اما ان شالله جذب آن ها صورت خواهد گرفت. بالاخره قانون است و لازم الاجراست. همانطور که گفته شد وظیفه دولت و وزارت آموزش و پرورش این بوده که آیین نامه اجرایی را تنظیم کند و می دانید که در صورت تنظیم این آیین نامه، یک عده از آن ها که آزمون ورودی داده اند، باید دوره های آموزشی بگذرانند. خب چه زمانی باید دوره ببینند و کی به کلاس بروند؟ باید آینده نگری کرد و سریع عمل کرد. همین الان که ما صحبت میکنیم برخی مدارس مثلا در تالش و برخی شهرها معلم ندارند.

متاسفانه این آینده نگری وجود ندارد و به نظر بنده دلیل آن این است که افرادی که مسئولیتی در آموزش و پرورش دارند، از افراد باتجربه این حیطه نیستند.

– سوال دیگری که مطرح می شود درباره منابع مالی و بودجه، این است که در سال های اخیر، شاهد افزایش روند خصوصی سازی مدارس هستیم. نظر شما در این باره چیست؟

ببینید، با توجه به تجربیاتی که دارم، نظر بنده این است که این کار حراج آموزش و پرورش است. ممکن است که خصوصی سازی در جایی صورت می گیرد و نتیجه بخش است اما در خدمات عمومی یا به اصطلاح حقوقی”پلیس عمومی”، بحث حاکمیتی است. یعنی خود حاکمیت باید این دستگاه هارا اداره کند و هزینه های آن را پرداخت کند. نه اینکه بخش خصوصی این کار را انجام دهد. ما تا کنون ضربات بسیاری از مدارس غیرانتفاعی خورده ایم. عده زیادی مدارس غیرانتفاعی تشکیل داده اند و  باتوجه به گستردگی آن ها و عدم نظارت کافی بر ایشان، نسلی تربیت شدند که نه مهارت دارند، نه تقید زیادی به مسائل دینی دارند و نه…

نمی گویم همه آن ها اینگونه هستند، ولی کیفیت کلی کار پایین آمده است. پول در آموزش و پرورش شاخص شده است و عدالت آموزشی به یک شعار مبدل شده. یعنی در آموزش نیز تبعیض داریم. کسی که پول دارد می تواند در مدارس مجلل درس بخواند ولی کسی که پول ندارد حتی با وجود استعداد مناسب، نه.

البته بنده پیشنهاداتی دادم که اصلاح شد. پیشنهاد بنده این بود که مدارس غیرانتفاعی منحل شده و فقط مدارس دولتی باقی بماند. اما آقایان گفتند نه. مدارس دو نوع باقی می ماند. دولتی و غیردولتی، اما مدارس دولتی دیگر چندنوع نباشد. هیئت امنایی، سمپاد، نمونه دولتی، نمونه مردمی و… نباشد. فقط دولتی و غیردولتی. خب این هم راهی به جلو بود.

با توجه به کمبود نیرو و کمبود بودجه، پیشنهاد شد که مدارس دولتی هم به بخش های خصوصی که توانایی مالی کافی دارند واگذار شود و معلمان را خودش به کار بگیرد. یعنی مدارس هزینه ها، بیمه و.. معلمان را پرداخت کند و آموزش و پرورش معلمان را استخدام نکرده و فقط حمایت می کند. مسئله ای که پیش می آمد این بود که برخی مسئولین می آیند و چند مدرسه مشخص تحت عنوان مدارس حامی انتخاب می کنند، افرادی از میان خودشان را برای تدریس تعیین می کنند، هزینه اختصاص داده شده را پرداخت نکرده و چندماه در بانک گذاشته و سود آن را دریافت می کنند.

برای همین هم خیلی از افراد خدمات آموزشی از ما ناراحت اند که شما مخالف مایید. اما اینطور نیست و به آن ها می گوییم که شما برده شده اید! برده داری نوین! استثمار جدید! این درست نیست، ما برپایه عدل قیام کردیم.اگر شما به هردلیل ناچارید تن به این موضوع بدهید، من این را نمی پسندم. دولت می تواند بخش های دیگر را رها کند، اما بهداشت و آموزش و پرورش را باید خودش اداره کتد. اتفاقا این کار صورت گرفت و بیمارستان ها به بخش خصوصی واگذار شد و نتیجه آن را دیدیم.

ما امروز که بعد از 40 سال لایه های نفوذ را دیدیم و فهمیدیم که برخی کارها با برنامه صورت گرفته است. در سایه بیگانه، تطمیع و … افرادی آمدند و برخی را ترساندند که آنها هم آمدند طرح هایی دادند و ما را در چنبره بدبختی گذاردند. در آموزش و پرورش این امر صورت گرفت. مثلا در زمان جنگ به دید بازسازی به  آموزش و پرورش نگاه نشد و در دوره اصلاحات، تلاش هایی شد تا دروسی مثل دین و زندگی، تاریخ و… از سیستم حذف شوند. درظاهر زیبا بود. اما درنهایت، خروجی فردی خواهد بود که بسیار می داند، فیزیک و شیمی و ریاضی می داند اما انسان نیست. این خیلی خطرناک است.

– مسئله دیگر صحبت ما درخصوص سند تحول بنیادین است که رهبری هم بسیار به  آن تاکید داشتند. اما چرا چندان جدی گرفته نشد؟

بله جدی گرفته نشد و دلیل آن مثلا این بود که وزرا چندین سال سند 2030 را تدوین کرده بودند و تعهد داده بودند و تلاش های زیادی صورت داده بودند تا این سند را اسلامیزه کنند! یعنی به اصطلاح آن را اسلامی کنند. اما ما تا زمانی که سند بنیادین داشتیم چه نیازی به 2030 بود؟ متاسفانه این غفلت انجام شد و بعدهم آمدند تا گزینشی این سند را اجرا کنند.

مثلا این بخش راجع به فنی حرفه ای ها اجرا شود تا دانش آموز به جای اینکه به رشته های تجربی یا ریاضی برود، به سمت رشته های فنی سوق داده شود. خب سند تحول باید اجرا می شد تا به این مرحله برسیم و آن موقع دانش آموز خودش به سمت رشته های دیگر می رفت. نه اینکه یک یند از آن را اجرا کنیم یا اختیار را به اجبار تبدیل کنیم. در سند تحول، قرار بر تشویق است نه اجبار.

ما بعد از صحبت های حضرت آقا در دانشگاه فرهنگیان در سال جاری، تاکید زیادی کردیم که سند تحول اجرا شود. کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز در صدد همین موضوع است و از دولت نیز خواستیم تا گزارش هایی درباره نحوه اجرای این سند به ما ارائه دهد. در بخش های مختلف، 7 زیرمجموعه برای این طرح نوشته شده است و من وقتی که طرح را در کمیسیون دیدم، به نظرم طرح خوبی شده است. و امیدواریم که با پیگیری هایی که صورت می گیرد، طرح به خوبی انجام شود.

-پس یعنی گام بزرگی برای اجرای سند تحول در حال انجام است.

ان شالله

-و فرمودید که اجرای طرح به صورت گزینشی است؟

بله ما معتقدیم سند تحول یک طرح یکپارچه است. مثلا درباره کتب درسی، خب باید کار کرد روی کتب درسی. از همان دوره ی ابتدایی گرفته تا رشته های مختلف دبیرستان. نمی خواهیم با تغییراتی در طراحی و ظاهر کتب، بگوییم تغییر ایجاد شده است.

حتی گاهی مشاهده شد که در کتب کمک درسی نیز برخی سوالات ریاضی طوری طرح می شد که مفهوم سیاسی داشته باشد. بسیار باید حواسمان به آموزش و پرورش باشد زیرا دشمن روی نسل جوان هدفگذاری کرده است. دشمن به دنبال تخلیه روحیه جوانان است تا کشور را هدف بگیرد.

-در خصوص طرح رتبه بندی معلمان، این طرح به کجا رسید؟

این طرح نیز با پیگیری هایی که کمیسیون آموزش و تحقیقات داشت و صحبت هایی که شد، توسط وزیر به کمیسیون اجتماعی دولت داده شد. آخرین خبرها حاکی از این بود که کمیسیون اجتماعی این طرح را تصویب کرده و پس از آن باید در صحن دولت تصویب شده و سپس به مجلس ارسال شود. ما خیلی تلاش کردیم تا این طرح قبل از برنامه تدوین بودجه 98 به مجلس ارسال شود که متاسفانه محقق نشد و بودجه 98 تنظیم شده است. ولی حتی این لایحه هنوز در صحن دولت مطرح نشده که به مجلس بیاید. اما بنده معتقدم که فشارها نتیجه داده و این لایحه هم بزودی در دولت تصویب می شود. به همین جهت پیش بینی صورت گرفته در خصوص اجرای این طرح که آموزش و پرورش ردیفی را اختصاص دهد، که آنطور که گفته شده 4 هزار میلیارد تومان مقرر شده درحالی که ما معتقدیم که اگر بخواهیم رتبه بندی آنطور که باید اجرا شود، حداقل 11هزار میلیارد تومان سرمایه نیاز است.

متاسفانه جامعه ما و معلمان ما از فرق می نالند، نه از فقر.

-در خصوص همین جمله که فرمودید، مجلس و کمیسیون آموزش تدبیری اندیشیده یا خیر؟

بله، ما گفتیم که اگر اضافه کردن حقوق ریالی باعث تورم می شود، و دستگاه های دیگر هم ممکن است مدعی اضافه حقوق شوند، می توانند با تسهیلات و تخفیفاتی مثل ارائه بن یا کارت خرید ، تخفیف در خدمات عمومی مثل بلیط هواپیما یا … این امر را جبران کنند و منزلت معلم نیز حفظ می گردد. چراکه اگر قرار است به ازای یک مقدار افزایش حقوق، قیمت ها هم به همان مقدار افزایش یابد، هیچ تاثیری نخواهد داشت. مثل آن است که عددی را در صورت و مخرج یک کسر ضرب کنیم که نهایتا مقدار آن کسر ثابت است.

درهرصورت اینها مسایلی است که بسیار حاد است. اگر حقوق معلم را با سایر نهادها مقایسه کنیم شاهد تفاوت بسیاری هستیم. مثلا نهاد های دیگر تسهیلاتی مثل حق ایاب و ذهاب را نیز تامین می کنند.

اما در هر صورت بنده بسیار خوشبین هستم که مطالبات فرهنگیان از راه قانونی و منطقی به نتیجه خواهد رسید. اما اینکه برخی بخواهند سو استفاده کنند و به تعبیر من، دانش آموز را به گروگان بگیرند، زیبنده معلم نیست. شما طومار بنویسید، اعتراض کنید، این موضوعات اشکالی ندارند، اما اینکه کلاس را تعطیل کنید، علاوه بر اینکه تخلف اداری است، تضییع حق دانش آموزان بوده و گناه عظیمی است. اینکه دولت و مجلس کوتاهی می کنند تقصیر دانش آموز چیست؟؟

هرچیزی راه خودش را دارد و شان معلم باید حفظ شود. ما به عنوان معلم باید تلاش خود را یکنیم، و دولت مردان نیز باید تلاش کنند. من معتقدم دولتی که می آید و برنامه ارائه می دهد، پس از رای آوردن نباید وعده های خود را فراموش کند.

-به عنوان حسن ختام گفت و گو، باید گفت برخی معلمان از موضوع کیفی شدن نمرات راضی نیستند. نظر شما چیست؟

بله شما طرح ارزشیابی توصیفی را می گویید. ای کاش ارزشیابی توصیفی به صورت آزمایشی انجام می شد و سپس در همه مدارس اجرا می شد. این نظام ارزشیابی، متاسفانه بنیان های علمی دانش آموزان را سست کرده، و ارزشیابی معلم و درس را نیز زیر سوال برده است. مثلا ممکن است قضاوت های نادرست صورت بگیرد و برخی مسایل دیگر… و دلایل زیادی برای لغو این طرح دارم.

– بسیار ممنونیم از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید.

دیدگاه تان را اینجا به ما بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *