مهندسی فراگیر غرب» از طریق فضای مجازی، رسانه‌ها و فناوری‌های نوین، به‌دنبال فروپاشی حریم‌های هویتی ایرانیان است

بحران معیشت و گسست فرهنگی

رسانه معلم #عبدالکریمی با اشاره به مشکلات معیشتی گسترده، از کاهش ارزش پول ملی، تورم و افت قدرت خرید به‌عنوان نشانه‌هایی یاد می‌کند که گفتمان انقلاب، علی‌رغم ریشه‌های فرهنگی و دینی، در حوزه اقتصادی نتوانسته مطابق مطالبات مردم حرکت کند. از نگاه او، این ناکامی اقتصادی، به بحران فرهنگی دامن زده و رضایت عمومی را تضعیف کرده است.

جامعه ایرانی در عصر پساحقیقت

او هم‌زمانی این بحران‌ها با ورود جهان به دوران پسامدرن و پساحقیقت را تعیین‌کننده می‌داند؛ دورانی که در آن امکان ارائه یک روایت واحد و مورد اجماع از واقعیت از میان رفته است. به اعتقاد عبدالکریمی، جامعه ایرانی در چنین فضایی با نوعی سرگشتگی فرهنگی مواجه شده است.

مهندسی فرهنگی غرب و تضعیف هویت

این استاد فلسفه از «مهندسی فراگیر غرب» سخن می‌گوید که از طریق فضای مجازی، رسانه‌ها و فناوری‌های نوین، به‌دنبال فروپاشی حریم‌های هویتی ایرانیان است. او معتقد است این مهندسی از مسئله جنسیت آغاز می‌شود و تا تخریب هویت تاریخی و فرهنگی امتداد می‌یابد؛ به‌گونه‌ای که شخصیت‌های دینی، ادبی و فکری ایران به‌صورت سیستماتیک مورد هجمه قرار می‌گیرند.

بن‌بست سنت و غرب‌زدگی

عبدالکریمی در عین انتقاد از غرب‌زدگی، بازگشت صرف به سنت را نیز ناکافی می‌داند. به باور او، سنت‌های صلب و منجمد توان پاسخ‌گویی به نیازهای انسان معاصر را ندارند و جامعه ایرانی در میان دو قطب بنیادگرایی مذهبی و نیهیلیسم غربی گرفتار شده است.

فرو ریختن بت‌ها؛ ویرانی یا زایش؟

او این وضعیت را با مفهوم «فرو ریختن همه بت‌ها» توضیح می‌دهد؛ وضعیتی که از یک‌سو می‌تواند ویرانگر باورها و توتم‌های جمعی باشد، اما از سوی دیگر، به تعبیر ، می‌تواند انتظار برای ظهور ایمانی تازه، گرم و نیرومند را در پی داشته باشد. از نگاه عبدالکریمی، ایران اکنون در متن همین نزاع سخت فرهنگی و تمدنی قرار دارد.

لوگوس ایرانی و امید به عبور

عبدالکریمی به «لوگوس ایرانی» یا خرد تاریخی این سرزمین امید دارد؛ خردی که به باور او، اگرچه آسیب دیده، اما ریشه‌های عمیق و زنده‌ای دارد و می‌تواند پس از یک دوره فترت، بار دیگر خود را آشکار کند و راهی تازه میان استبداد داخلی و بردگی مدرن بگشاید.

نسل Z؛ شکاکیت به‌مثابه امکان

در تحلیل او، نسل Z نقشی محوری دارد. این نسل، نسلی پرسشگر و شکاک است که همه‌چیز را به چالش می‌کشد. عبدالکریمی تأکید می‌کند این شکاکیت، هرچند می‌تواند وجهی تخریبی داشته باشد، اما در عین حال، بت‌های پوشالی را فرو می‌ریزد و امکان بازسازی فکری و معنوی را فراهم می‌کند.

آینده‌ای فراتر از نیهیلیسم و بنیادگرایی

عبدالکریمی در پایان، آینده ایران را روشن می‌بیند. او معتقد است جامعه ایرانی و به‌ویژه نسل‌های جوان، قادر خواهند بود از دل تضادها، کمبودها و بحران‌ها، مسیری به‌سوی رشد، دانایی و توسعه بگشایند؛ مسیری که ریشه در همان خرد ایرانی دارد که قرن‌ها این سرزمین را پایدار نگاه داشته است

.رسانه معلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *