دانشگاه فرهنگیان و بحران ساخت اجتماعی در سایه مدیریت‌های تحمیلی

دانشگاه فرهنگیان سال‌هاست که از مدیران غیرخانوادگی و بیرون‌ساختاری رنج می‌برد؛ مدیرانی که نه از بطن فرهنگ سازمانی برخاسته‌اند و نه نسبت ارگانیکی با زیست نهادی این دانشگاه دارند. این رنج، بیش از آن‌که از ضعف‌های اجرایی باشد، از درد بی‌ثباتی مدیریتی و گسست در فهم ساخت اجتماعی دانشگاه سرچشمه می‌گیرد.

در این دانشگاه، سخن از «دانش زیسته»، «فرهنگ سازمانی» و «ساخت اجتماعی» فراوان است؛ مفاهیمی که در تئوری بر تعامل مستمر میان اعضای سازمان و فهم متقابل در اکوسیستم محیطی تأکید دارند. اما در عمل، مرکز مدیریت این ساخت اجتماعی اغلب در اختیار افرادی قرار می‌گیرد که پیوندی درونی با بدنه دانشگاه ندارند. آنان به جای فهم فرهنگ جاری، با نگاهی بیرونی و اقتدارگرایانه درصدد سامان‌دهی روابط پیچیده‌ای هستند که تنها با تجربه زیسته و شناخت زمینه‌ای قابل درک است.

نتیجه این شکاف، سردی، سستی و ناتوانی در فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی است. بدنه دانشگاه از پذیرش چنین مدیرانی سر باز می‌زند؛ فضای همکاری جای خود را به بی‌اعتمادی می‌دهد؛ نیروهای متعهد و صاحب‌فکر به گوشه‌نشینی یا مهاجرت درونی پناه می‌برند و برای ادامه حیات علمی و معنوی خود به اکوسیستم‌های دیگر پناه می‌جویند.

این بیماری مزمن، سال‌هاست که پیکر دانشگاه فرهنگیان را می‌فرساید. دانشگاهی که می‌بایست خانه معلمان آینده و میدان تربیت رهبران آموزشی باشد، در گرداب انتصاب‌های مقطعی و غیربومی گرفتار شده است.

از سوی دیگر، علیرغم هیئت امنای مستقل، هیئت جذب مستقل و نرم‌افزارهای قانونی ، زمینه همچنان بر تداوم سلطه مدیریتی و «پدرخواندگی وزارت علوم» فراهم است . این پدرخواندگی با رویکرد آتوریته و آمریت اداری، همواره شئون صوری وزارت را بر جوهره تربیتی آموزش و پرورش مقدم داشته است؛ در حالی که باید مدرسه و تربیت معلم را سرچشمه معرفت دانست، نه تابع نظام دانشگاهی اقتدارمحور.

تا زمانی که تفوق صوری دانشگاه بر مدرسه وبه تبع آن دانشگاه فرهنگیان ادامه یابد و مدیریت دانشگاه فرهنگیان از دل بدنه آن نجوشد، این نهاد تربیتی همچنان قربانی خواهد گرفت. آینده این دانشگاه، در گرو بازگشت به هویت سازمانی خویش، پذیرش استقلال واقعی، و اعتماد به سرمایه انسانی درون آن است. در غیر این صورت، روند فرسایش و انفعال، گام‌به‌گام تا مرز نابودی پیش خواهد رفت.

سید نصرت الله فاضلی کارشناس تعلیم وتربیت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *