علل مهجوریت افکار شهید باهنر در آموزش وپرورش

رسانه معلم # یاد بعضی از استوانه های انقلاب اسلامی همانند یاد پیامبران واولیای الهی در قرآن است در قرآن فراوان از موسی و ابراهیم ، مریم و دیگر انبیای الهی همراه با ذکر شایستگی هایی مانند حلیم و صدیق و صبار یاد می شود در کتاب انقلاب اسلامی به تاسی از فرهنگ قرآنی باید از باهنر ورجایی وبهشتی ومطهری در موقعیت های مختلف به عنوان دلیل ونشانه راه یاد کرد و شهید باهنر بعلت مسئولیت در نظام تعلیم وتربیت مناره هدایت در این عرصه است و آموزش وپرورش بار ها وبارها باید افکار و اعمال ومدیریت او را بازخوانی کند واز آن الهام بگیرد افسوس که دیویی تیلور ، پیاژه ، اپل و پرینگ و.، جا را برای این عزیزان ضیق کردند و بیگانه پرستی وخود تحریمی سکه رواج مراکز علمی و گیشه کارشناسان سازمان هاست در سالگرد شهادت این عزیزان به اندیشه های او می پردازیم

ازآنجاکه آموزش و پرورش ما در مدارس و متون درسی نسبت به شناخت افکار شهید باهنر با آسیب هایی روبه رو است محققان پژوهش حاضر با مصاحبه و نظرسنجی از معلمان به واکاوی مهجوریت افکار و اندیشه های شهید باهنر در نظام تعلیم و تربیت که در مقاله حاضر به دودسته: “موانع شناخت افکار درون سازمانی و برون سازمانی افکار شهید باهنر” تقسیم شده پرداختند. بر اساس نتایج به دست آمده در رابطه با سؤال اول و دوم تحقیق از سوی پاسخ دهندگان موارد زیر را عمده ترین عوامل موانع شناخت افکار شهید باهنر در مدارس عنوان کردند: نبود زندگینامه مدون شهید باهنر در متون درسی- بیتوجهی مؤلفین به شخصیت های مهم و تأثیرگذار انقلابی در متون درسی- آشنایی کم دبیران نسل جدید انقلاب با افکار شهید باهنر- بیتوجهی به ادبیات و تاریخ دفاع مقدس در متون درسی- نبود برنامه های فرهنگی خاص پیرامون اندیشه های شهید باهنر در مدارس – رواج تجمل گرایی و رفاه طلبی – ارتباط کم مردم با مساجد و کتابخانه ها- رواج بدحجابی در جامعه (تجمل گرایی خانواده ها) بنابراین، یافته های تحقیق نشان میدهند رفع آسیب های فوق در توسعه افکار شهید باهنر و ارزش های انقلاب اسلامی در مدارس الزامی است

 ساختارشناسانه ادبیات پایداری، عدم خلاقیت و گرته برداری از نویسندگان دیگر. وی یکی از مهم ترین علل آسیب شناسی ادبیات پایداری را فقر فرهنگی دانست، فقر کتاب خوانی به طور عام و کمبود تقاضای ملی برای ادبیات داستانی به طور خاص است. کشوری که سرانۀ مطالعۀ آن، چند دقیقه بیش نیست و پس از گذشت سیسال، شمارگان متوسط چاپ آثار در این مملکت هفتاد میلیونی هنوز از سه هزار نسخه  و در حوزة ادبیات داستانی از دو هزار نسخه  فراتر نمیرود، چگونه میتوان چشم داشت رقابت با کشورهایی را پروراند که شمارگان آثار و سرانۀ مطالعۀ مردمانش ده ها و بلکه، صدها برابر ماست؟ بنا به آمار رسمی، روسیه حتی در بدترین دوره های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی خود، بالاترین سرانۀ مطالعه در جهان را برای سالیان سال حفظ کرده بود.

اکبرلو در تحقیق (٢٣مهر ١٣٨٦) در واکاوی ومهجوریت ادبیات دفاع مقدس به مواردی چون دولتی بودن فرهنگ و هنر دفاع مقدس، عدم بیان حقایق جنگ در ادبیات دفاع مقدس، نگاه نفتی و سودجویانه به آثار ادبیات دفاع مقدس، تولید آثار ادبی در سطح نازل و ضعیف، نگاه محافظه کاری به نقد ادبیات دفاع مقدس، انحصاری شدن چاپ و نشر کتاب های ادبیات دفاع مقدس و یکنواختی و تکراری بودن محتوای ادبیات دفاع مقدس پرداخت. وی در تحلیل و تفسیر یافته هایش، عنوان کرد: معمولا مهم ترین آسیبی که برای ادبیات دفاع مقدس برشمرده اند و برمیشمارند، دولتی شدن این نوع ادبیات است. به این معنا که اغلب آثار مربوط به جنگ به سفارش یا به حمایت یا به دخالت نهادهای دولتی خلق شده است.

ایرانی (١٣٧٣، ص ٥٣) در زمینۀ ضعف داستان نویسی در ادبیات دفاع مقدس بیان نمود: «فرهنگ ایرانی از لحاظ سنت شفاهی روایت داستان، غنی است و از حیث سنت روایت کتبی داستان منظوم، هم فقیر نیست؛ اما هنر داستان نویسی در ایران بیشتر از، صد سال سابقه ندارد و در این مدت به نسبت اندک نیز به دلیل کم کاری ملی  فرهنگی اولا داستان خوب زیاد نوشته نشده است؛ ثانیا آثار نظری مهم و معتبر در زمینۀ هنر داستان نویسی از زبان های دیگر جز یکی دو کتاب به زبان فارسی ترجمه نشده است. ثالثا شیوه های سنتی روایت شفاهی داستان و روایت کتبی داستان منظوم که از بن دندان عناصر زنده و به دردبخوری در آن ها هست، کشف و تحلیل نشده اند و رابعا اسلوب های بیان هنری عام ایرانی که ممکن است در خلق داستان نیز به کار گرفته شوند، مطالعه و شناسایی نشده اند.»

کوثری (١٣٨٢، ص ١٣٤) پیرامون تجربه یکم نویسندگان ادبیات پایداری عنوان نمود: «غیبت نویسندگان حرفه ای در جبهه های جنگی و سیاست گذاریهای حمایتی دولت از سوی دیگر موجب شد گروهی از کسانی که حاضر و درگیر در جنگ بودند  و البته حتی برخی جنگ ندیدگان جویای بهره مندی از حمایت های دولتی  به صرافت تولید و خلق آثار ادبی دربارة جنگ بیفتند. حاصل کار هرچند در بسیاری موارد، صمیمانه و صادقانه بود، کمتر بهره ای از پختگی و ارزش های زیباییشناختی و ادبی داشت. دربارة تازه کار بودن اغلب نویسندگان ادب پایداری همین بس که بر اساس گزارش های سمینار بررسی رمان جنگ در ایران و جهان (در سال ١٣٧٢) میانگین سنی نویسندگان ادبیات جنگ کشورمان ٢٦ سال بوده است.»

تقی دخت (١٣٨٥) پیرامون شعر دفاع مقدس وارزش های انقلاب اسلامی عنوان کرد: «آغاز شعر دفاع مقدس نیز مانند سایر بخش های موضوعی شعر انقلاب، شعری است شعارزده، بیپروا و واجد موضوعاتی نظیر دفاع، حمله ایثار، شهادت، جانبازی، رشادت و… که با ایدئولوژی و گفتمان دفاع شرافتمندانه تا سر جان در پیوند نزدیک قرار دارد. از حیث قالب نیز، شعر دفاع مقدس، تحولی نسبت به شعر انقلاب ندارد و تکرار همان قالب های آغاز شده در شعر انقلاب (مثنوی، رباعی و دوبیتی، قصیده غزل و…) است و شعر نوسروده یا سپیدسروده ای کمتر به چشم میآید.»

کمری (١٣٨٠، ص ١٨) دربارة آسیب شناسی نقد ادبیات دفاع مقدس در یافنه هایش بیان کرد: «روندگان این طریق به دوگانگی و تفاوت حوزة نقد و شناخت با خلاقیت ادبی و شبه ادبی توجه و وقوف بسزا نداشته اند و بدون آگاهی به انگاره های علمی (علم ادبیات)، ادیبانه در این باب گمانه زنیها کرده و رأی داده اند. نیز، اعتقاد غالب و پذیرفته شده به دفاعی و مقدس بودن جنگ و تسری این باور به دیگر وابسته های مربوط به آن  چون ادبیات  ناخواسته و ناخودآگاه، این پندار را به وجود آورد و تقویت کرد که چند و چون در ادبیات و آثار ادبی دفاع مقدس ، ممکن است نوعی تعرض و تجری به اصل دفاع و تقدس آن باشد….»

در باب چرایی نبود پژوهش هایی دربارة وجوه جامعه شناختی و روان شناختی ادبیات پایداری وفرهنگ شهادت، بینیاز (١٣٨٢، ص. ٢٥) یکی از منتقدان پرکار ادبیات پایداری وارزش های انقلاب اسلامی و نام آشنای کشور مینویسد: «شنیده است ، تنی چند از صاحب نظران عرصه های جامعه شناختی و روان شناسی در زمینه های وقایع جنگ (جان باختن، اسارت، رشادت و ایثار) و کالبدشکافی روانی جنگ (انتظار بازگشت، نوستالژی جنگ، پایان ناپذیری جنگ) و نیز آسیب شناسی جنگ (آسیب های اجتماعی و روانی، اشغال شهرها و مخالفان جنگ) مطالبی را تدوین کرده اند؛ اما با این احتمال که برخورد نامطلوبی خواهند دید، از چاپ آن ها خودداری ورزیده اند.»

سلیمانی (١٣٨٠، ص. ٢٨ ٢٥) یکی از منتقدان وارزش های انقلاب اسلامی وفرهنگ ایثارگری کشورمان، پیرامون گرایش خاص و اهمیت ویژة نویسندگان دفاع مقدس به هنجارها و ارزش ها در یافته های تحقیقش نشان داد: «در ادبیات جنگ ، استفادة صحیحی از نسبت های دیالکتیک عوامل اجتماعی و عوامل فردی نشده است. فرد عمل میکند، بدون این که زمینۀ اجتماعی حرکت و تحول او نمایانده شود و بدون این که فرایندهای حاکم بر اجتماع از رهگذر حرکت های فردی بازنموده شوند یا به تعبیری شخصیت های ادبیات داستانی جنگ نه از طریق دیالکتیک سقوط و ظهور که بیشتر از طریق موقعیت فراهم آمده ، عرضه شوند (…) «الف» شهید میشود، چون ایمان دارد یا «الف» مقاومت میکند، چون به خداوند و نیروهای ماوراءالطبیعی اعتقاد دارد.»

رحماندوست (١٣٨٩ ایسنا) پیرامون آسیب شناسی داستان های دفاع مقدس وارزش های انقلاب اسلامی بیان کرد: «آنچه قصه را باورپذیر میکند، واقعیت نگاری است و داستان های عرصۀ دفاع مقدس نیازی اساسی به واقعیت نگاری دارند. کسانی که در دوران دفاع مقدس به جبهه رفتند و شهید شدند، قدیس نبودند و آن ها نیز یک انسان عادی بودند، زن و بچه و زندگی و قرض و بدهی داشتند و حتی آن ها نیز گاهی در مسیر خود دچار تردید میشدند. نوشتن واقعیت ها در کتاب به ویژه برای کودک و نوجوان، باورپذیری داستان را بیشتر میکند و در نتیجه، تأثیرگذاری بیشتری به دنبال دارد.»

با توجه به یافته های تحقیق نیاز به آن می باشد که سازمان های در ارتباط با توسعه افکار شهید باهنر و (آموزش و پرورش – دانشگاهها- سازمان ارشاد اسلامی–استانداری و برخی از سازمان های فرهنگی هنری غیر دولتی) جهت اقداماتی اثربخش به ایجاد مدل ” همکاری های بین سازمانی” توجه داشته باشند تاموجب رشد فرهنگ وافکار شهید باهنر در مدارس گردد.

بنابراین هرگونه هدف گذاری، تعیین استراتژی ها، خط مشی هاوسایر برنامه های مرتبط بایستی با همکاری بین سازمانی، انجام گیرد.

٧- نتایج تحقیق

مسائل مطرح شده در آثار شهید باهنر پیرامون فرهنگ شهادت وامامت وانتظار ومهدویت دردیدگاه شهید باهنر، موضوعاتی است که توجه کافی به آن ها در عصر جهانی شدن، زمینه را برای جهانیسازی و درک اندیشۀ نجات بخش مهدویت وگسترش فرهنگ شیعه و ولایت ورهبری هموار میکند. آنچه ضرورت دارد، این است که اولا، مبانی و اصالت این تفکر، بازشناسی و تبیین از نظر شهید باهنر وشهید مطهری واز دیدگاه امام خمینی (ره) شود. ثانیا، ابعاد، جامعیت و جذابیت اندیشۀ ظهور منجی در تفکر شیعی برای جهانیان و شیعیان معرفی گردد. شناسایی عنصر امامت و ولایت و فرهنگ شهادت رهبری به عنوان اندیشه های فردی –اجتماعی –در افکار شهید باهنر و لزوم مدیریت معصومانۀ جامعۀ بشری، مهم ترین شاخصۀ اندیشۀ ظهور منجی است؛ به همین دلیل، تا زمانی که بشر معاصر، خسارات جبران ناپذیر خلأ حضور رهبری الهی از صحنۀ تصمیم گیری را درک نکند و عمیقا به این باور نرسد، هیچ راهبرد سعادت آفرین دیگری را فراروی خود نخواهد یافت. در چنین وضعیتی به نظر میرسد، عملیاتی کردن اندیشۀ فرهنگ انتظار و بحث «ظهور» و طرح جهانی فرهنگ علوی ونهضت حسینی این ایده مبنی بر ضرورت شکل گیری «حکومت عدل جهانی مهدوی» در جایگاه اساسیترین نیاز انسان معاصر، میتواند پاسخگوی خلأ کنونی باشد؛ زیرا قرار دادن این طرح در مدار گفتمان جهانی از زبان قلم، زمینه های فکری ضرورت چنین تبدلی را در اذهان پدید خواهد آورد و انظار عمومی را از اندیشه های متزلزل و نامتوازن به سوی یک اندیشۀ عقلانی، فطری و جامع نگر، سوق خواهد داد. بدون شک اگر این تفکر الهی با روش های کارشناسانه و علمی در اختیار انسان های تشنۀ حقیقت، قرار داده شود، خرد جمعی انسان های پاکاندیش را به سوی خود معطوف خواهد کرد و تأثیرات عمیق و ثمربخشی را به دنبال خواهد داشت و میتواند در آیندة جهان اسلام و شیعیان، نقش به سزایی را ایفا نماید. نمود فرهنگ شهادت و انتظار ومهدویت در اندیشه های شهید باهنر وادبیات دفاع مقدس بر این بن مایه و استدلال استوار است که اصولا شاخص های مطرح، همچون «عدالت جهانی»،

«صلح جهانی»، «امنیت همگانی»، «رفاه عمومی»، «رشد و بلوغ فکری»، «تعالی و کرامت انسانی» و… اصول و آرمان های گم شده ای است که همواره وجدان های بشری آنند. به راستی کدامین انسان را میتوان یافت که تشنۀ عدالت و امنیت نباشد یا آرزوی رفاه و آسایش را در دل نپروراند یا در پی رشد و بالندگی نباشد یا به ترقی و کمال و سعادت، عشق نورزد؟ به همین دلیل در شرایط مساعد فکری، خرد جمعی نمیتواند به گزینش آنچه با سرنوشت حال و آیندة انسان ها تعلق دارد، دغدغه مند نباشد.

٨- پیشنهادات

– تهیه ی اطلس آثار شخصیت های بزرگ علمی –سیاسی جهت آشنا نمودن دانش آموزان با این شخصیت ها وارزش های انقلاب اسلامی.

– برگزاری همایش هایی در جهت آشنایی دانش آموزان با افکار و اندیشه های باهنرو تهیه ی فیلم وسریال پیرامون زندگی شهید باهنر.

– تشکیل مدل “همکاری بین سازمانی ” با عضویت سازمان های آموزش وپرورش – دانشگاه ها –سازمان ارشاد- فرهنگستان زبان وادبیات فارسی –استانداری ها در شناسایی شهید باهنر وارزش های انقلاب اسلامی

– آسیب شناسی ونقد علمی وشفاف اندیشه های شهید باهنر

– ایجاد موزه هایی پیرامون نویسندگان ومحققان و تشویق نسل جوان به مطالعه وتحقیق.

– نگرش افقی به توسعه ی فرهنگی؛ دو رویکرد در این نگرش وجود دارد که عبارتند از نگرش افقی و عمودی. الف) نگرش عمودی: در این نگرش بخش های خاصی از فرهنگ مورد توجه و عنایت قرار می گیرند و بعضی حوزه ها محدود شده و حتی موانعی بر سر راه آن ها نیز ایجاد می شود. در واقع این رویکرد، تجویزی و مداخله گرانه است.

ب) نگرش افقی: در نگرش افقی تمامی حوزه ها مورد توجه مساوی قرار گرفته و همه حق رشد و توسعه دارند.

– حمایت نهادهای دولتی از پژوهش های نظری، نقد و آسیب شناسی آثار حوزه ادبیات و تاریخ انقلاب.

– ایجاد مراکز تخصصی برای پژوهش های حوزه ادبیات و تاریخ انقلاب.

– توسعه کتابخانه های مدارس به ویژه در نظر گرفتن سالنی بدین منظور در ساخت و سازهای جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *