پدران روحانی یا قاتلان حرفه‌ای؟!

محمدمهدی میرزالو:

پنجمین کلیسا هم در کانادا آتش گرفت آنهم بدلیل کشتار دانش آموزان بومی در مدارس شبانه روزی کاتولیک در دهه های قبل !
اینجا مهد تمدن است که همواره پیش نویس قطعنامه های حقوق بشری علیه ایران را پیشنهاد میدهد.
راستی چرا شبکه های سمپاش ماهواره ای فارسی زبان این اخبار را انتشار نمیدهند و مدام به خشکسالی و کرونا در ایران چسبیده اند؟!

مگر در کانادا خشکسالی و گرما و کرونا و آتش سوزی و گورستانهای حقوق بشری! نیست؟!

به نوشته دکتر احمد حسین شریفی، ۱۵۴ سال قبل (از سال ۱۸۶۷) دولت کانادا با همکاری واتیکان و کلیسای کاتولیک، به منظور تعلیم و تربیت و آموزش انسانیت و صلح و محبت مسیحی! به کودکان بومی کانادا، اقدام به تأسیس ۱۵۰ مدرسه شبانه‌روزی کرد. این مدارس تا اواخر قرن بیستم هم مشغول به فعالیت بودند، آخرین مدرسه از این نوع مدارس تا سال ۱۹۹۶ وجود داشت!

شیوه‌های تعلیم و تعلم پدران روحانی(!) و رهبران لیبرالی و مدافعان حقوق‌بشر کانادایی به این صورت بود که
1️⃣ کودکان بومی را به زور از والدین خود جدا می‌کردند! [حدود ۱۵۰ هزار کودک را در طی این سالیان متمادی] و احتمالاً با این روش عملاً می‌خواستند اخلاق مدرن و معنویت محبت‌محور(!) مسیحی را به آنها آموزش دهند.
2️⃣ به زور آنها را مجبور می‌کردند که به زبان انگلیسی حرف بزنند؛ هیچ کس حق نداشتند از زبان بومی خود استفاده کند!
3️⃣ هر کودکی که به گونه‌ای دربرابر رفتار خشن و حیوانی پدران روحانی مسیحی (مدافعان صلح و محبت!) مقاومت می‌کرد، سرنوشتی جز ضرب و شتم و تجاوز جنسی و مرگی مظلومانه و قبری مخفیانه در انتظارش نبود.
4️⃣ هر گونه ارتباطی میان کودکان و خانواده‌هایشان را قطع می‌کردند و اگر خانواده‌ای سراغ فرزند خود را می‌گرفت، پدر روحانی می‌آمد و با آرامشی معنوی می‌گفت: «متأسفانه فزرند شما از مدرسه فرار کرده است!»

تاکنون در حفاری‌های محدودی که در کنار سه تا از آن ۱۵۰ مدرسه صورت گرفته است، گورهای دسته‌جمعی وحشتناکی مشتمل بر ۱۰۰۰ جسد از کودکان خردسال و مظلوم بومی پیدا شده است! برخی از کارشناسان تخمین زده‌اند که بیش از ۱۰ هزار نفر از کودکان بومی، قربانی حقوق‌بشر کانادایی و آموزش‌های محبت‌آمیز(!) پدران روحانی مسیحی شده‌اند.

این نمونه‌ای کوچک از دروغ بزرگ جایگاه انسانیت و محبت در مدعیان لیبرالیسم و پدران روحانی مسیحیت انحرافی است. اینان قرن‌هاست که اسلام را به عنوان دین خشم و خشونت و زور؛ و مسیحیت را به عنوان دین محبت و عشق و انسانیت معرفی می‌کنند.

به تعبیر نویسنده‌ای، تفاوت دین راستین و آیین‌‌های جعلی و دروغین و انحرافی همین است: با حفاری اماکن مذهبی و آموزشی مسلمین به آثار هنری و نفیس و هنرهای انسانی می‌رسیم و با حفاری اماکن مذهبی و آموزشی مسیحی و لیبرالی به گورهای دسته‌جمعی کودکان مظلوم و بی‌پناه و جمجمه‌های شکسته و استخوان‌های خردشده آن‌ها!

تصور کنید اگر یکی از این دست گورستان‌ها در کنار مسجدی از مساجد مسلمانان پیدا می‌شد، شاهد چه هجمه‌‌های سنگینی علیه اسلام و قرآن و پیامبر اعظم(ص) بودیم؟!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *