معلمان جوان موتور پیشران لوکومتیو آموزش و پرورش هستند

به مناسبت آغاز ششمین دوره شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی و همزمانی آن با ایام مبارک دهه فجر انقلاب شکوهمند اسلامی ایران مصاحبه ای را پیرامون آموزش و پرورش با آقای یاسرجنگی، عضو جوان شورای مرکزی کانون تربیت اسلامی ترتیب داده ایم که آن را در ادامه می خوانید:

ضمن عرض تبریک ایام الله دهه فجر و خداقوت به همه زحمت کشان و جهادگران عرصه تعلیم و تربیت، از اینکه فرصت مغتنمی در اختیار بنده قرار گرفت تا بتوانم عرایضی هرچند کوتاه در رابطه با آموزش و پرورش فرزندانمان با شما رسانه نخبگانی و تراز انقلاب در حوزه تعلیم و تربیت داشته باشم بسیار خرسندم.

۱. تشکل های صنفی، سیاسی و علمی به طور عام و تشکل کانون تربیت اسلامی به طور خاص در آموزش و پرورش چه نقشی را باید ایفا نمایند؟

تشکل ها بستر بروز و ظهور ظرفیت های بالقوه و تقویت و حمایت استعدادهای بالفعل فردی در عرصه اجتماعی و عمومی است و محلی برای تضارب آرا، همفکری های راهگشا و اقدامات هماهنگ و اثربخش به حساب می آید.
یکی از مجاری قانونی و ظرفیت های اجتماعی و فکری که فرصت اظهارنظر و مشارکت عموم ذی نفعان در تصمیم سازی مدیران ارشد را فراهم می کند تشکل های صنفی، سیاسی و علمی است که آموزش و پرورش به لطف حضور فعال و کنشگرانه دغدغه مندان فرهنگی از تعداد قابل توجهی تشکل در سراسر کشور برخوردار است.
فلسفله وجودی تشکل ها در حوزه آموزش و پرورش آن بود تا عده ای در قالب یک جمع قانونی، زبان گویا و دست توانای چند صد هزار معلم و فرهنگی در انظار عمومی و رسانه ها باشند و بدین ترتیب بتوانند مطالبات بحق این قشر انسان ساز را از سیاستگذاران، قانونگذاران و مدیران درخواست و پیگیری کنند.
گرچه که مجموعه های مردمی و خودجوش می بایست زمینه را برای شناخت، تربیت و رشد افراد مستعد و متعهد فراهم کنند اما با گذشت زمان و خصوصا در دهه ی اخیر این فرصت خدمت به رقابت دستیابی به ریاست بدل گشت و سیاست زدگی منش بسیاری از این احزاب و تشکل ها شد.
با این وجود تشکل های فرهنگیان متناسب با اهداف تشکیل خود ماموریتی را دنبال می کنند که برخی در حوزه مطالبات صنفی و رفاهی، عده ای محدود به فعالیت های علمی و دانشی و گروهی در زمینه سیاسی و مشاوره به برنامه ریزان و تصمیم گیران و در نهایت همگی برای تسهیلگری ارتباط معلمان با مدیران تلاش می کنند. اما در واقعیت اصالت در ماموریت ها دچار دگرگونی شده و کم و بیش تشکل های موجود از این رسالت فاصله گرفته اند.
کانون تربیت اسلامی که یکی از تشکل های ملی و از با سابقه ترین این هاست در رفع مشکل تک بعدی بودن و یک جانبه نگری برآمده و در دو دهه از عمر گرانبهای خود تلاش کرده تا مجموعه ای همه جانبه و در برگیرنده ابعاد تربیتی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و سیاسی جلوه یابد که تا حدود قابل توجهی هم موفق بوده است.
اما فاصله تا ایده آل ها نیز بسیار زیاد بوده و و لذا نباید به همین مقدار اکتفا کرد و در حال رکود و توقف ماند. کانون تربیت اسلامی که محور فعالیت های خود را بر ولایت مداری بنا نهاده و جهت حرکتش را همسو با منویات مقام معظم رهبری انتخاب کرده نیز نیازمند است بیش از گذشته به بدنه اجتماعی خود که فرهنگیان فرهیخته و فکور هستند تکیه کند که البته با پیشگامی در جوانگرایی در ساختار خود میتوان نمودش را مشاهده کرد.
این تشکل انقلابی می بایست با محوریت قرار دادن برنامه راهبردی گام دوم انقلاب که چشم انداز آینده ی ایران اسلامی را مشخص می کند، هدایت و معرفی معلمان شایسته، عالم، متعهد و دلسوز به تعلیم و تربیت اسلامی را در دست گیرد و مدیرانی قابل و تراز در اختیار آموزش و پرورش آینده قرار دهد. ضمن اینکه طلایه دار دائمی مطالبه گری و مجرای قانونی انتقال و پیگیری خواسته های به حق معلمان و ارتقاء منزلت و کرامت ایشان از مسئولین ذیربط باشد و به نحوی موثر جریان های تحول خواه در آموزش و پرورش را مدیریت و رهبری نماید تا آنکه تعلیم و تربیت اسلامی با همه لوازم و جوانبش محقق گردد.

۲. تعامل وزارتخانه با تشکل ها باید چگونه باشد؟

لازمه مدیریت موفق توجه به گروه های رسمی و با بدنه ی اجتماعی شکل یافته در بستر سازمان است. آموزش و پرورش نیز از این قاعده مستثنی نیست. تعامل گسترده، سازنده، غیرسیاسی، و بدور از هرگونه تنگ نظری شایسته وزارتی است که داعیه دار تربیت دانش آموزان مشارکت جو، نقاد و فکور می باشد. البته واقعیت همیشه چنین نبوده و در مدیریت اشخاص مختلف میزان تعامل با تشکل ها متفاوت بوده است.
توجه به این مهم که در برخی تشکل ها ظرفیت های عظیم فکری و اجرایی و اندوخته های گرانبها و ارزشمند تجربی گرد هم آمده نباید از دید وزرا و مجریان دور بماند.
گرچه برخی جلسات در دوره های مختلف به میزبانی وزارت آموزش و پرورش با حضور طیف های مختلفی از تشکل ها برگزار شده اما غالب موارد رویکرد سیاسی داشته یا اینکه نمادین بوده و هیچ گونه خروجی در خور شانی نداشته است.
بهرحال استفاده از توانمندی، تجارب، اطلاعات و انتقادات تشکل ها فرصت خوبی در اختیار دستگاه تعلیم و تربیت قرار می دهد تا کاستی ها و مشکلات را رصد و احصاء کند و پیشنهادات و راهکارهای خردمندانه و دلسوزانه را دریافت نماید.

۳. کانون تربیت اسلامی عملکرد موفقی داشته است؟
در خصوص جوانان آموزش و پرورش و نحوه تربیت آنان برای آینده تعلیم و تربیت چه ایده و برنامه ای را متصور هستید؟

قطعا کانون تربیت اسلامی کارنامه درخشان و دفتر زرینی از فعالیت های خود به یادگار گذاشته است و برآینده عملکرد کانون در همه حال مثبت تلقی شده و در قیاس با دیگر تشکل ها چشمگیرتر است. ورود هوشمندانه و مجدانه به مباحث و مسائل مختلف و مرتبط با حوزه آموزش و پرورش و اظهارنظر در رویدادهای ملی و دینی نیز از جمله اقدامات خوب و قابل توجه این تشکل جامع نگر است.
کانون تربیت اسلامی در بزنگاه های آموزش و پرورش چون رد و ابطال سند ننگین 2030 و در اعلان خطر نفوذ و رخنه های فرهنگی چون تهدید تربیتی و اقتصادی حضور مجازی دانش آموزان در مدارس برخی کشورهای غربی و شرقی همواره پیشتاز بوده و پیگیری سند تحول بنیادین و تحقق حقیقی زیر نظام های آن را مدنظر قرار داده است.
علاوه بر موارد فوق الذکر توجه و حمایت از جوانان معلم نخبه علمی و فرهنگی را برنامه ریزی نموده و آنان را متولیان و وارثان آینده آموزش و پرورش می داند و در این راستا نسبت به انتقال تجربیات موفق خبرگان و مدیران سابق به معلمان جوان حاضر تمام تلاش خود را بکار بسته است. همچنین با دادن میدان و فرصت به جوانان فرهنگی در بدنه کانون تربیت اسلامی زمینه رشد و پیشرفت شان را در حد توان خود فراهم نموده است تا فرهنگیان جوان و دغدغه مند کنونی مدیران شایسته و صالح آینده گردند.
کانون تربیت اسلامی معتقد است که جوانان موتور پیشران لوکومتیو آموزش و پرورش برای حرکت بر روی ریل های سند تحول بنیادین هستند و از این طریق چشم انداز درخشان و امیدوار کننده ای را برای جوانان ترسیم می نماید.
ایجاد و تشکیل شاخه جوانان کانون تربیت اسلامی با حمایت و پیگیری ویژه دبیرکل محترم و وزیر اسبق آموزش و پرورش جناب مهندس فرشیدی و انتصاب معلمان جوان شاخص در استان ها و دفتر مرکزی به عنوان مشاوران دبیران شعب و دفاتر استانی و شخص دبیرکل اقدام عملی و قابل تقدیر در این راستاست که مقدمه تحقق گام دوم انقلاب و توجه به نیروی جوان و پرتلاش و انگیزه است تا بدین وسیله آمادگی لازم برای جریان یافتن خون جوان در رگ های فرتوت و فرسوده آموزش و پروش ایجاد شود.

۴. نکرده ها یا ترک فعل های آموزش و پرورش با توجه به ماموریتش کدامند؟ به نظر شما مهم ترین مطالبات رهبر معظم انقلاب از آموزش و پرورش که روی زمین مانده چیست و چه راهکار یا برنامه ای برای آن متصور هستید؟

نکرده ها بسیار و آنچه باید انجام گیرد هم پرشمار و متعدد است. چه بسا بجاست تا کرده ها و اقدامات انجام شده لیست شود زیرا که پرداختن به کاستی ها و ترک فعل ها نگارش طومارها را می طلبد.
روشن است که آموزش و پرورش به عنوان نهادی زیربنایی و محور پیشرفت علمی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ماموریتی حساس و خطیر دارد و به مراتب نیازمند اقدامات اساسی و لوازم حیاتی است.
آموزش و پرورش در وهله اول با هدف گسترش عدالت آموزشی و افزایش سطح دانش و مهارت در آینده سازان اقصی نقاط ایران اسلامی خصوصا بهره مندی دانش آموزان مناطق محروم و کمتر برخوردار از آموزش و پرورش با کیفیت و مطلوب پدید آمده است اما اکنون عدم تحقق نخستین و اصلی ترین هدف آن را شاهد هستیم.
گسترش عدالت آموزشی در دوران مختلف با فراز و نشیب هایی همراه بوده و در سال های اخیر با عنایت بیشتر به خصوصی سازی، مدارس غیردولتی و واگذاری کلاس های درس به معلمان خرید خدمات آموزشی این مهم به حاشیه رفته است.
همچنین بی توجهی یا کم توجهی به مسئله پرورشی در مدارس از دیگر موارد است. همراهی و یا تقدم تربیت بر تعلیم همواره مورد مناقشه بوده و با گذشت زمان از اهمیت آن کاسته شده و در بعد بودجه، برنامه و نیروی انسانی مناسب و مکفی با بی مهری مواجه بوده است. خصوصا اینکه با پر رنگ کردن نقش کنکور و انحصار موفقیت و آینده تحصیلی در گرو گذر از سد استعداد سوز کنکور که تنها حافظه و هوش شناختی را مورد سنجش قرار می دهد بیش از پیش به اصالت آموزش و فرعیت پرورش پرداخته است.
از اهم اقدامات بر زمین مانده، کیفیت بخشی و کارآمدی نظام 12 ساله تعلیم و تربیت و مهارت افزایی را می توان اشاره کرد که خود بحث مفصلی دارد.
متاسفانه با تغییر مکرر وزیر و معاونین و مدیران تحت امرش در دولت ها و نبود ثبات مدیریتی، بسیاری از برنامه ها و اقدامات دچار تغییر و تحولات آنی و اعمال سلیقه های شخصی شده است و لذا بیشتر از آنکه افراد در دوره مسئولیت های مورد تصدی به فکر پیشرفت و تعالی آموزش و پرورش باشند، عمر کاری خود را به عزل و نصب ها سپری می کنند و طرح های موفق، خوب و کاربردی را با سیاست زدگی به گوشه ی رینگ هدایت و نیست و نابود می کنند.
با وجود تمامی کاستی ها، ضعف ها و نقدها در مواجهه با مدیریت آموزش و پرورش، نگاه راهبردی، افق بلند و چشم انداز روشن مقام معظم رهبری در ارتباط با این نهاد حاکمیتی همچنان عیان است و ایشان هر ساله نکات ارزشمندی را به مدیران این دستگاه انسان ساز خطاب و یادآوری می کنند.
در راس مطالبات و فرامین رهبر انقلاب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و سیاست های تحولی ابلاغی ایشان می باشد که بخش اعظم آن با نهایت تاسف جامه عمل نپوشیده است.
ایشان علاوه بر این و در ذیل سند تحول همواره خواستار تکریم شان و منزلت معلم بوده اند و از دولت، مجلس، نهادهای فرهنگی و صدا و سیما در کنار شخص معلمان مطالبه گر چاره اندیشی و اقدام عملی بوده اند.
مضافا اینکه تربیت دانش آموزان فکور، متخلق به آداب، خلاق، معتقد، مومن، فعال، هنرمند، مجاهد، ماهر، تلاشگر، شاداب، قدرتمند و کاردان ویژگی بارز و مورد انتظار بروندادهای آموزش و پرورش تراز انقلاب اسلامی است که مجدانه و مصرانه توسط ایشان مطالبه شده است.
تحقق این مطالبات بحق جز با همت و روحیه جهادی و توکل الهی ممکن و شدنی نیست. به روی کار آمدن جوانان نخبه و متعهد به انقلاب و اسلام با پشتوانه تجربه خبرگان و اندوخته های مجربان می تواند گامی عملی در این جهت و کلید حل مسئله باشد. البته که داشتن برنامه ای مدون، هدفمند و اجرایی نقشه ی راه را مشخص خواهد کرد.

۵. چرا با گذشت ده سال از تصویب سند تحول آموزش و پرورش، تحول در آن مشهود نیست؟

اصلی ترین عامل را باید در قلب و ذهن مدیران جستجو کرد. نبود باور قلبی و اعتقاد و التزام عملی سبب شده تا سندی که سالیان دراز و بواسطه حضور ده ها دانشمند علمی و عالم دینی برای آن وقت و هزینه صرف شده است بر روی قفسه کتابخانه اتاق مدیران خاک بخورد و هیچ نمودی از آن مشاهده نشود.
نگاه برخی دولت مردان و متولیان امر آموزش و پرورش به دستان ایادی غربی و مجامع بین المللی وابسته به آن ها و بی توجهی به ظرفیت ها و توان داخلی عامل دیگری است که مانع تحول شده و اسنادی چون 2030 را به بهانه های گوناگون محور عمل قرار داده است.
مسئله دیگر نبود برنامه اجرایی و شاخص ها و ملاک های عملی تحقق اهداف است. متاسفانه هنوز برنامه ای جامع و معطوف به سند که مشخص کننده زمانبندی و نحوه ی اجرای تحول باشد نگارش نشده و وزرا عموما اقدامات انجام شده جاری و معمول را در قالب گزارش های اجرای سند تحول ارایه می نمایند.
عزم و اراده ملی و مشارکت دستگاه های مختلف و تاثیرگذار در حوزه دین، فرهنگ و دانش برای ایجاد تحول ضروری است. اگرچه این الزام در سند بیان و تصریح شده اما هنوز در عمل به یک حرکت ملی و فرا دستگاهی بدل نگشته است.
کمبود بودجه و نادیده گرفتن بنیه مالی مورد نیاز تحول نیز اجرای سند را با مشکل مواجه ساخته است. امسال نیز در لایحه پیشنهادی بودجه ردیف خاصی برای تحقق سند تحول و زیرنظام های آن درنظر گرفته نشده و حتی در اختصاص بودجه هم به اهداف و راهکار های آن توجهی نگردیده است.
از دیگر اقدامات مورد نیاز تحول، تبیین سند برای همه ذی نفعان از معلم و والدین دانش آموز تا کارکنان ستادی، مدیران میانی و ارشد است. آشنایی مخاطبان و مجریان با آرمان ها و اهداف متعالی سند تحول بنیادین و همچنین راهکارهای پیش بینی شده در آن باعث خواهد شد تا گفتمان سند شکل گیرد و زمینه مشارکت و همراهی در اجرا و ایجاد جریان مطالبه آن از سطح مدرسه به وزارت و مطالبه عمومی از سمت جامعه نسبت به ایجاد تحول فراهم آید.
در نهایت می بایست پیگیری و نظارت بر اجرای سند از طرف مجلس شورای اسلامی به عنوان ناظر بر مجری قانون و قوه قضاییه به عنوان مدعی العموم صورت پذیرد و همچنین با تقنین و تعیین مجموعه ای فراقوه ای برای رصد و پایش وضع موجود و رفع موانع مسیر، اقدام آن تسریع گردد.

با آرزوی موفقیت و سربلندی ایران عزیز و انتظار آینده ای درخشان برای آموزش و پرورش فرزندان قهرمان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *