تاریخ : Fri 29 Jun - 12:26
کد خبر : 8525
سرویس خبری : آموزش و پرورش
 

اقتصاد آموزش‌وپرورش

راهی به‌سوی عاقبت خیر(4)

اقتصاد آموزش‌وپرورش

     اكنون‌كه با تلخی از مشكل جذب و تربیت‌معلم سخن گفته‌ایم (قسمت 3) ممكن است گفته شود راه‌حل چیست و چگونه می‌توان در آموزش‌وپرورش، با افزایش حقوق معلمان، برای این شغل جاذبه ایجاد كرد؟ ازاینجا به مسئله دومی منتقل می‌شویم كه همان «اقتصاد آموزش‌وپرورش» است. دومین مسئلۀ كلان موردنظر ما «اقتصاد آموزش‌وپرورش» است. پرسش اصلی این است كه نظریۀ اقتصادی ما برای ادارۀ آموزش‌وپرورش چیست و می‌خواهیم این دستگاه عریض و طویل را با كدام نظریه و شیوۀ اقتصادی و با اتكا به چه منابعی تأمین مالی كنیم؟ وضع فعلی چنین است كه بیش از نود درصد دانش‌آموزان كشور در مدارس دولتی درس می‌خوانند و تحصیل در مدارس هم به‌موجب اصل سی‌ام قانون اساسی باید رایگان باشد. فرض نویسندگان و تصویب‌كنندگان قانون اساسی این بوده كه صاحبان درآمدهای بالا مالیات خواهند داد و دولت خواهد توانست به معلمان حقوقی برای یك زندگی نسبتاً مرفّه و آبرومند بدهد. این همان اتفاقی است كه هرگز روی نداده است و معلوم نیست كی روی خواهد داد. اولیای امور؛ مسئولان بالای كشور همیشه استدلال‌های مسئولان آموزش‌وپرورش را دربارۀ اهمیت آموزش‌وپرورش و نقش تعیین‌كنندۀ آن را در آیندۀ كشور شنیده و پذیرفته‌اند و درنهایت هم با یك جملۀ سرد و خشك و مأیوس‌كننده جواب داده‌اند كه: «پول‌نداریم»؛ درآمد دولت كم است و محدود است؛ ما باید، غیر از آموزش‌وپرورش، به نیروهای مسلح و امر بهداشت و سلامت مردم و عمران و آبادی و بسیاری گرفتاری‌های دیگر هم برسیم و بیش از این نمی‌توانیم بودجه‌ای به آموزش‌وپرورش اختصاص دهیم، این داستانی است كه امثال من در چهار دهۀ گذشته آن را مكرر شنیده‌ایم.

     یك‌صد و یازده سال پیش از تحریر این كلمات، نهضت مشروطیت در ایران در سال 1285 به پیروزی رسید. در آن زمان، وطن‌دوستان و مصلحان اجتماعی همه متّفق‌القول بودند كه راه نجات كشور از عقب‌ماندگی، رفع جهل و بی‌سوادی و اهتمام به آموزش و گسترش علم است. به قول امروزی‌ها، گفتمان غالب بر جامعه، گفتمان احداث و توسعۀ مدرسه و توجه به تعلیم و تربیت بود. چنین بود كه مدرسه در كانون توجه فرهیختگان جامعه قرار گرفت و بسیاری از صاحبان نفوذ و تمكن به تأسیس و احداث مدرسه همت گماشتند و بسیاری از دانشمندان و نخبگان شغل معلمی را برگزیدند. جامعه نیز آنان را محترم می‌شمرد و دولت وقت نیز، با تأمین حقوق كافی، جاذبۀ زیادی برای خدمت آنان ایجاد كرده بود. برای آنكه شاهدی به دست داده باشیم نمونه‌ای واقعی عرضه می‌كنیم. احمد آرام كه به سال 1281 هجری شمسی، یعنی چند سالی قبل از پیروزی مشروطیت، در تهران متولد شده و در یكی از مدرسه‌های ابتدایی مولود مشروطیت تحصیل‌كرده و از آغاز جوانی، پس‌ازآنكه در رشته‌های طب و حقوق درس‌خوانده بود، شغل معلمی را انتخاب كرده، در خاطرات خود از سال‌هایی كه در شیراز معلم بوده چنین می‌گوید:

«... در 1302 دیپلم گرفتم ... حقوق نود تومان شده بود. نود تومان خیلی پول بود. من با نود تومان استخدام شدم. آن‌وقت خانه‌ای كه ما گرفته بودیم. نمی‌دانم ماهی چهار یا پنج تومان بود؛ یك‌خانۀ دربست ماهی چهار یا پنج تومان، مثلاً خربزه گركاب كه یك برش بیست من شاه بود كه می‌شود چهل من ما؛ این، هفت ریال بود؛ یعنی هفت ریال می‌دادیم و صدوبیست كیلو خربزه می‌گرفتیم.»( گوهر عمر؛ گفت‌وگوی پیروز سیّار با استاد احمد آرام، تهران؛ نشر نی، 1386، ص 76)


کد خبرنگار : 37