پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

به مناسبت فرارسیدن۱۸ تیرماه روز ادبیات کودکان و نوجوانان
تاریخ : سه شنبه 19 تير 07:20 کد خبر : 8559

یادی از خالق قصه های خوب؛ برای بچه های خوب

آذریزدی به گفته خودش هیچ گاه به مدرسه نرفت و در 54 سالگی وقتی برای اولین بار یک کلاس درس دید، نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد.


پیشكسوت ادبیات كودك و نوجوان  مهدی_آذر_یزدی كه با «قصه های خوب برای بچه های خوب» در خاطره ها ماندگار شد، صبح پنج شنبه 18 تیر ماه 88 در سن 87 سالگی پس از یك دوره طولانی بیماری و جدال دردناك با مرگ از تنهایی و تلخی همواره زندگی اش خلاص شد و به افسانه ها پیوست. آری پیرمرد تنهای قصه گوی ما كه مدّت ها از بیماری عفونت ریه رنج می برد سرانجام در بیمارستان آتیه تهران چشم هایش را بست و دیگر باز نكرد و این برای آذر یزدی پایان تنهایی همیشگی و برای بچه های خوب، پایان قصه های خوبی بود كه او با عشق به ادبیات كهن برای بچه های سرزمین خود می نوشت. مهدی آذر یزدی متولد سال 1301 در محله خرمشاه یزد بود و از او آثار بسیاری از جمله «قصه های خوب برای بچه های خوب»، «قصه های تازه از كتاب های كهن»، «گربه ناقلا»، «گربه تنبل»، «مثنوی» (برای بچه ها)، «مجموعه قصه های ساده» و تصحیح «مثنوی مولوی» (برای بزرگسالان) به یادگار مانده است. لازم به ذكر است كه «قصه های سندباد نامه و قابوس نامه» او از مجموعه قصه های خوب برای بچه های خوب، جایزه یونسكو را گرفته است و از همین مجموعه قصه های مثنوی معنوی و قصه های قرآن، جایزه كتاب سال شورای كتاب كودك را برای او به ارمغان آورده است. آذریزدی به گفته خودش هیچ گاه به مدرسه نرفت و در 54 سالگی وقتی برای اولین بار یك كلاس درس دید، نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد، او الفبا را از پدرش آموخت و مدّتی به شغل های مختلف از جمله بافندگی و كتابفروشی و كارگری مشغول شد ولی كشف استعداد او در بازنویسی توسط مدیر انتشارات امیر كبیر راهی را پیش پایش گشود كه به تولد قصه های خوب برای بچه های خوب انجامید. آری آذر یزدی به عنوان یكی از پیشگامان راهگشای ادبیات كودك ایران، با سخت كوشی كار باز نویسی از متون كهن و راه باز آفرینی از متون كهن را با نثری روان برای نویسندگان نسل بعدی گشود و موی در این راه سپید كرد تا ادبیات كودك ایران سپید روی باشد. آذر یزدی كه او را پر تیراژترین نویسنده تاریخ ادبیات كودك و نوجوان ایران می دانند هیچگاه ازدواج نكرد، اما بچه های طبقات فقیر و دردمند جامعه، بچه های او بودند؛ چرا كه خود، از دنیایی برخاست كه جز تلخی و رنج، چیزی برایش نداشت... او در سال های پایانی عمرش از كنج اتاقش با دیوارهای كاهگلی و انبوه كتاب و سكوت از كوچه های محله قدیمی خرمشاه یزد هر از گاهی به نزد فرزند خوانده اش به كرج می رفت و دوباره هوای شهر خود را می كرد. زمانی كه پیرمرد قصه گو در یزد بود من هر چند روز یكبار به خانه اش تلفن می زدم و احوال او را می پرسیدم، و پیرمرد همیشه از فقر و نداری اش می نالید و می گفت: الان زندگی من نباید این طور باشد كه پول دوا و درمان نداشته باشم و در این سن و سال با این بدبختی زندگی كنم. او همچنین در جایی عنوان كرده بود: «به همه گفته ام كتاب بخوانید. اما حالا فكر می كنم كتاب خواندن برای من لااقل چیزی جز سرگردانی نداشته است، اگر به جای نویسنده شدن، سبزی فروش می شدم، الان آرامش و آسایش داشتم.» به هر حال پیرمرد خوب «قصه های خوب، برای بچه های خوب» كه عمر خود را در تنهایی و انزوا به خدمت بی دریغ به ادبیات كودك اختصاص داد با تنی رنجور و دلی شكسته دار فانی را وداع گفت و از میان ما رفت. اما بی تردید نام او به عنوان یكی از تثبیت كنندگان نهاد ادبیات كودك و عضو پیشكسوت انجمن نویسندگان بر تارك تاریخ ایران تا ابد خواهد درخشید. روحش شاد و یادش گرامی باد. (محمود جعفری كوهبنانی)




دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط