پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

بررسی ورود مجازی سلبریتی‌ها به مباحث سیاسی و اجتماعی
تاریخ : یکشنبه 17 تير 12:42 کد خبر : 8551

عتاب و خطاب یک سویه از راه دور

به لطف فضای مجازی حالا نه تنها مردم عادی بلکه هنرمندان‌ و سلبریتی‌های مشهور می‌توانند درباره مسائل سیاسی اجتماعی و اقتصادی‌، اظهارنظر کنند. اظهارنظرهایی که هرازگاهی بسته به رویدادهای گوناگون در صفحات توییتر و اینستاگرام نوشته می‌شوند و موجی از اظهارنظرهای بعدی را به بستر اجتماع می‌کشانند و به بحث‌های داغی بین کاربران مجازی که گاهی تندی‌اش به توهین و درگیری‌های لفظی نیز می‌انجامد، محصول بستر تازه اظهارنظر در فضای مجازی است که بخشی از پیشینه این رویکرد تازه را باید در همان بستر و شرایط چند سال گذشته جامعه ایران و حتی خاورمیانه ذکر کرد.


سال 2011، سال شبكه‌های اجتماعی در فضای مجازی بود. سالی كه مردم تونس و مصر با بهره‌گیری از قدرت سازماندهی و برنامه‌ریزی از طریق شبكه‌های مجازی به اعتراضات پیوستند. البته باید اشاره كرد كه شبكه‌های اجتماعی در این میان تسریع‌كننده و سازمان‌دهنده تحولات  و نه آغازگر حركت بودند. بررسی ارتباط بین فضای مجازی و سیاست، دو سویه بوده و البته دو كاركرد متضاد دارند به‌طوری‌كه این ارتباط می‌تواند هم فرصت و هم تهدید باشد و نمی‌توان اساساً هر حركتی كه از سوی فضای مجازی سازمان‌دهی می‌شود، یك حركت سیاسی ملی تلقی كرد زیرا برخی اوقات این سازمان‌دهی فضای مجازی از سوی فعالان سیاسی خارج از مرزهای كشوری انجام می‌شود و لزوماً منافع ملی  آن كشور را دنبال نمی‌كند‌. بنابراین فضای مجازی و سیاست به‌سان دو لبه یك قیچی  هستند كه می‌توانند در خدمت منافع ملی و مصالح مردم باشند یا علیه آنها به خدمت گرفته شوند.

چرایی و چگونگی مشاركت عمومی در فضای اجتماعی
در سال‌های اخیر اقبال فضای مجازی در ایران نیز مانند بسیاری از كشورهای خاورمیانه نیز بالا رفته است. مركز افكارسنجی دانشجویان ایران(ایسپا) در بهمن ماه اقدام به اجرای نظرسنجی ملی در خصوص «سنجش میزان استفاده از شبكه‌های اجتماعی و نگرش مردم به این شبكه‌ها» از طریق تلفن و با حجم نمونه 1500 نفر كرد. در این نظر سنجی 72 درصد پاسخگویان ساكن شهرها و 28 درصد ساكن روستا، 50 درصد مرد و 50 درصد با میانگین سنی 38 سال بودند، ضمن آنكه 61 درصد از پاسخگویان دارای تحصیلات دیپلم و پایین‌تر از آن و 39 درصد دارای تحصیلات دانشگاهی،  69 درصد متأهل، 5/27درصد مجرد و 5/3 درصد بدون همسر بر اثر طلاق یا فوت همسر بوده‌اند. همچنین نتایج این نظرسنجی نشان می‌دهد درحال‌حاضر 7/59درصد افراد بالای 12 سال كشور حداقل عضو یك شبكه اجتماعی هستند كه نسبت به آذرماه سال گذشته رشد هفت درصدی داشته است. مردان نسبت به زنان پنج درصد بیشتر عضو شبكه‌های اجتماعی هستند و از بین گروه‌های سنی، گروه سنی جوان(18 تا 29 سال) با 81 درصد بیشترین عضویت را در شبكه‌های اجتماعی دارا هستند.گروه سنی 12 تا 17 سال با 67 درصد، گروه سنی 30 تا 49 سال با 63 درصد و گروه سنی 50 سال به بالا با 25 درصد در رده‌های بعدی قرار دارند. با مرور این آمارها می‌بینیم كه سه طیف فكری نوجوانان‌، جوانان و میانسالان بیشترین طیف كاربران فضای مجازی را تشكیل می‌دهند كه این نیز گویای جذابیت شبكه‌های اجتماعی است. این جذابیت‌ها سبب شده كه محتوای منتشر شده از سوی همه آحاد جامعه به‌خصوص افراد مشهور در شبكه‌های اجتماعی به باور مردم می‌نشیند‌. این پذیرش همان چیزی است كه‌هابرماس مطرح می‌كند؛ حوزه عمومی.‌هابرماس اصطلاح «حوزه عمومی» را در مورد عرصه اجتماعی به كار می‌برد كه در آن، انسان‌ها از راه مفاهمه، ارتباط و استدلال مبتنی بر تعّقل، ایستارهای هنجاری برمی‌گزینند كه بر فرایند اعمال قدرت از سوی دولت، آثاری آگاهی‌دهنده و عقلانی‌سازی می‌گذارد.  افراد در حوزه عمومی (عرصه اجتماعی) از راه مفاهمه و استدلال و در فضایی رها از هر گونه فشار، اضطرار یا اجبار درونی (خودخواسته) یا بیرونی (قهری) و بر پایه آزادی و آگاهیِ تعاملی و برابری همه طرف‌های مشاركت‌كننده در حوزه عمومی، مجموعه‌ای از رفتارها، ایستارها و رویكردهای ارزشی و هنجاری تولید می‌كنند كه همچون ابزاری كارساز برای اثر گذاردن بر رفتار و كاركرد دولت، به‌ویژه عقلانی ساختن قدرت دولتی عمل می‌كند.
نكته بنیادی در این فرایند آن است كه رفتار افراد در جریان مفاهمه در حوزه عمومی، بیشتر بر كنش كلامی عاری از فشار استوار است و در پرتو آزادی، آگاهی و برابری صورت می‌گیرد؛ یعنی در وضعی كه‌هابرماس آن را وضع كلامی دلخواه می‌خواند. این شرایط و تعامل‌ها، بستری فراهم می‌آورد كه در آن، سرانجام كنش كلامی خود را به بهترین و آرمانی‌ترین وجه یعنی به صورت كنش ارتباطی یا كنش تفاهمی نمایان می‌سازد. معنای این نظریه این است آدم‌ها می‌توانند با هر شغلی و شرایطی و با میل درونی به انجام وظیفه دولت كمك كنند و نمی‌توان برای كسی استثنا قائل شد.
 تبلیغ‌های  فردی یا گفتمان تخصصی مشاركت‌های اجتماعی ؟
در قالب این گفتمان است كه  اظهارات یك هنرمند درباره وقایع اجتماعی چون زلزله‌، گرانی‌، بالارفتن نرخ ارز‌، اعتراضات خیابانی و غیره رخ می‌دهد. همان‌طور كه گفته شد با اینكه در قالب نظریه حوزه عمومی‌هابرس ماس مشاركت آرا و نظرات افراد امری به حق تلقی شده و آثار مثبت فراوانی دارد  آیا می‌توان بر هر‌گونه اظهار نظر یا فراخوان وقعی نهاده و در عمل مردم را به پیروی از آن فراخواند ؟ آیا  میزان دانش و تخصص افراد حاضر و نیات آنان از برخی اظهار نظرها یا جلب مشاركت‌های عمومی نباید در نظر گرفته شود‌؟  برای تشریح این سؤال بد نیست نگاهی دوباره به  اظهار نظرها و استفاده از فضای مجازی  در برهه‌های گوناگون  بیفكنیم.  برخی هنرمندان به حادثه نفتكش سانچی واكنش نشان دادند. برخی به زلزله  و برخی  فیلتر شدن تلگرام را مورد انتقاد قرار دادند. فارغ از این بحث برخی هنرمندان به‌عنوان سفرای محیط‌زیستی یا فرهنگی به كشورهای دیگر سفر كرده و یا گاه  حتی در برنامه‌های تلویزیونی درباره مشكلات اجتماعی و اقتصادی  صحبت می‌كنند‌؛ اظهار نظر یا گفت‌وگوهایی همراه  با نوعی تذكر و عتاب و خطاب به دولت درباره عمل به وظایفش. اظهار نظر و بیان خواسته‌هایی كه گاهی نه  تنها در فضای مجازی مطرح می‌شود بلكه  به حضور فیزیكی هم در محل رخداد می‌انجامد. حضور فیزیكی برخی هنرمندان و حتی سیاسیون غیر مرتبط در حادثه پلاسكو یا زلزله كرمانشاه  و جمع‌آوری كمك‌های مالی برای آسیب‌دیگان  ناشی از خواسته‌های اجتماعی از نهاد دولت بود‌. اما این گفتمان  سلبی و ایجابی تنها از سوی هنرمندان صورت نمی‌گیرد بلكه گاهی نوك پیكان انتقادات از سوی دولتمردان به سوی كنشگران اجتماعی هم ارسال می‌شود.  سلفی گرفتن با مردمان آسیب‌دیده و جمع‌آوری كمك و سوء  مدیریت این حادثه این كمك‌ها باعث انتقاد نماینده مجلس شد؛ وی به انتقاد از عملكرد سلبریتی‌ها در تخصیص كمك‌های مردمی به زلزله‌زدگان پرداخت. نایب‌رییس كمیسیون اصل ۹۰ مجلس گفت: كمك‌های مردمی در حساب سلبریتی‌ها سود می‌خورد و به‌دست زلزله‌زدگان نرسیده است .به‌رغم كمك‌های زیادی كه برای زلزله‌زدگان استان كرمانشاه، توسط هنرمندان و ورزشكاران شاخص یا همان سلبریتی‌ها از مردم جمع‌آوری شد، این كمك‌ها به خوبی بین حادثه‌دیدگان توزیع نشد و می‌توان گفت كه ردپایی از این كمك‌ها دیده نمی‌شود و این موضوع به اعتماد مردم ضربه می‌زند این شرایط تنها برای سلبریتی‌ها نبود و درباره یك استاد معروف علوم سیاسی كه مبلغ سه میلیارد كمك مردمی در حسابش به چشم می‌خورد نیز رخ داد. كاركرد و قدرت فضای مجازی كه در حادثه پلاسكو و زلزله كرمانشاه خودش را نشان داد‌، در فضای سیاسی نیز ‌چنان‌ نهادینه شد‌ كه سیاسیون را نیز به استفاده از این فضا ترغیب كرد تا جایی‌كه شاهد حضور یكی از خواننده‌ها در كنار یكی از كاندیداهای انتخاباتی سال 96 بودیم. سلبریتی‌های نوظهوركه با حمایت افراد مشهور ‌به یمن فضای مجازی یك‌شبه متولد می‌شوند و به‌عنوان ابزار تبلیغ در دست افراد و گروه‌ها قرار می‌گیرند نیز می‌توانند در زیر مجموعه این شرایط  مورد بررسی قرار گیرد. ساخته شدن‌های كلیپ‌های طنز از كودكانی كه بعدها به سرعت نور در شبكه‌های مجازی مشهور شده و حتی پایشان به رسانه ملی می‌رسد‌، می‌توان به‌عنوان تكیه و‌ اعتماد به كشش‌ بستر فضای تعبیر و تفسیر كرد كه گاه برای برخی آدم‌ها شانس و موقعیت به همراه دارد و برای برخی دیگر سقوط از جایگاه فعلی‌شان. به‌عنوان مثال‌  امیر عباس، كودك شمالی كه با انتشار و
دست به دست شدن كلیپی كه در آن با لحنی شیرین از اشتیاقش به غذایی شمالی به‌نام كیچلیك می‌گفت در شبكه‌های اجتماعی‌، از یك كودك گمنام مازندرانی به شهرتی یك‌شبه رسید و حتی پایش به رسانه ملی هم باز شد و علی‌الظاهر مدیر برنامه گرفت و با حضور در فروشگاه‌ها و سایر مراكز به تبلیغ برای صاحبان آنها می‌پردازد یا ماجرای بیژن دیگر كودك شمالی و كلیپی كه سال‌ها پیش از او هنگام پاسخ دادن به معلمش سر كلاس منتشر و به «شیب بام» معروف شد و سرانجام در پی حواشی پیش آمده ناشی از آن، مجبور به ترك تحصیل شد. همین دو مورد آثار منفی حضور در شبكه‌های اجتماعی را وقتی كه پای ناآگاهی و عدم مدیریت در میان است، به خوبی نشان می‌دهد.

جای خالی راستی‌آزمایی انگیزه‌های فردی و نهادهای مدنی
همان‌طور كه ذكر شد، حضور افراد مشهور و بهره‌گیری آنان از حوزه عمومی برای مشاركت‌های اجتماعی نیازمند ساختارهای اجتماعی و فرهنگ‌سازی‌های لازم است. حضور فعال برخی هنرمندان در تبلیغات برخی برندها و خیریه‌ها و مؤسسات خاص یا اظهارنظرهای نقادانه برخی هنرمندان از برخی جناح‌های سیاسی یا ابراز تمایل به آنها، نیازمند راستی‌آزمایی انگیزشی است. این راستی آزمایی انگیزشی به معنای نیت‌خوانی شخصی یا اتهام  منفعت‌طلبی به افراد نیست بلكه منظور فرایند سالم پاسخ  به مردم از نحوه فعالیت‌های اجتماعی و نتایج آنها برای مردم جامعه است. به بیان ساده‌تر اگر هنرمند یا فعال سیاسی با بهره‌گیری از فضای مجازی برای زلزله‌زدگان كمك جمع كرد یا از بیان شیرینی كودكی استفاده كرده و او را یك‌شبه از دنیای مجازی به فضای شهرت با توجه به ابعاد ناخوشایند آن كه چهره‌های حرفه‌ای را هم بعضاً دچار مشكل می‌سازد‌، راننده داشتن و حضور در برنامه زنده تلویزیونی كشاند، از دلایل، چرایی و چگونگی و آثار و نتایج آن با مردم صحبت كنند. فرایند شفافی كه همان نظریه بهره‌گیری از فضای عمومی در بستر اجتماعی را فراهم می‌سازد. بررسی شواهد و قرائن جامعه ایران در تعامل با فضای مجازی حكایت از این موضوع دارد كه این شرایط شفاف در عمل كمتر اتفاق می‌افتد و این بی‌توجهی، شكاف بزرگی بین زندگی واقعی و حضور در فضای مجازی ایجاد می‌كند. هنرمندی كه عكس خصوصی مراسم ازدواجش را در فضای مجازی منتشر كرده اما اظهار نظر مردم و كاربران درباره ازدواجش را برنمی‌تابد آیا به مشاركت اجتماعی در بستر فضای مجازی معتقد است یا آن را تریبونی یك‌طرفه برای ابراز نظر گاه غیركارشناسانه خود می‌داند؟ آقای بازیگری كه بدون فكر از پاسخگویی به مردم و انتظارات آنها تنها با انگیزه شخصی با زلزله‌زده‌ای عكس می‌گیرد، از عواقب بی‌اعتنایی احتمالی  مردم در حوادث آتی به هنرمندان و در نهایت بی‌توجهی به آلام آسیب‌دیدگان احتمالی خبر دارد‌؟ مجری برنامه زنده تلویزیونی كه برای رونق برنامه خود از شیرینی كودكی ساده بهره گرفته و او را در سن كم به برنامه زنده تلویزیونی دعوت می‌كند و او را در معرض توجه افراطی قرار می‌دهد، آیا  خود را نسبت به سنین بزرگسالی این كودك و روزهایی كه دیگر كسی به او توجه نمی‌كند و باید در فضایی واقعی بی‌هیچ حمایتی زندگی كند‌، مسوول می‌داند؟ مسلماً در بستر هیجان‌زده و پرسرعت فضای مجازی نمی‌توان برای این سؤالات پاسخ روشنی دریافت كرد. عدم تفكر، بی‌میلی به تخصص و عدم مطالعه در تصمیم‌گیری‌های فردی و اجتماعی وقتی در جامعه‌ای نهادینه شود در بهره‌گیری از ابزارهای مدرنی مثل فضای اجتماعی خودش را بیشتر نشان می‌دهد. بسیاری از اهالی رسانه تجربه برخوردهای پر نخوت و  بی‌ادبانه هنرمندانی را دارند كه حاضر به پاسخگویی درباره همان فعالیت‌های انسان‌دوستانه خود نیستند! به عبارت دیگر عدم  فرایند سالم پرسش و پاسخ درباره عملكرد مسوولان نسبت به مسوولیت‌هایشان كه در فضای مجازی مورد انتقاد قرار می‌گیرد، در همین فرایند اجتماعی  مشاركتی چهره‌ها و خود انتقادكنندگان نیز حكمفرماست‌. عدم فرهنگ گفت‌وگوی دوسویه و تك‌گویی‌های طرفین و ضروری ندیدن پاسخگویی و تعامل با مردم‌ و رسانه،گاهی آنقدر بزرگ و پررنگ می‌شود كه هدف اصلی را كه همان مشاركت‌های اجتماعی است‌، به حاشیه می‌برد. تك‌محوری و خلأ نهادهای مدنی و شائبه زد و بندهای پشت‌پرده‌، عوامل دیگری هستند كه به‌عنوان آسیب، بهره‌گیری از این فضای مجازی را ‌كه در بستر آن مشاركت‌های اجتماعی متبلور می‌شوند، ناممكن می‌سازند. بنابراین می‌توان گفت اگر مفاهمه دوسویه و دوطرفه میان بدنه فعالان اجتماعی و دولتمردان در قالب فضای مجازی و واقعی صورت نگیرد، نمی‌توان این فرایند را مشاركت اجتماعی نامید و در این شرایط شاید عتاب و خطاب یك سویه از پشت مانیتور-‌چه رایانه و چه تلفن‌- همراه نام گویا و برازنده‌تری برای این فعالیت‌ها باشد




دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.