پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

گزارش
تاریخ : شنبه 23 دي 12:56 کد خبر : 8174

پیاده‌روی‌های چند ساعته آقا معلم برای حضور در کلاس درس‌

ایثار و گذشت را تنها انسان‌هایی می‌توانند معنا کنند که دنیای وجودشان آکنده از مهرورزی باشد؛ مهر خود را همچون خورشید، بی هیچ چشمداشتی برهمگان بتابانند و مانند کوه، در برابر سختی‌های مسیر مهرورزی، استوار و صبور باشند.


گذشت و از خود گذشتن! چند لحظه روی این واژه‌ها تأمل كنید! این كلمات صرفاً تركیب چند حرف ساده نیست.

دنیای بزرگی از معانی با مسمّایی است كه از آن زیباترین صفات و شاخص های تعالی بخش انسانیت بر می‌خیزد.

منظومه بی انتهای نوع دوستی است و تجلی بارزترین خصایص بشری.

این كلمات را می‌توان در همه جا به تصویر كشید، اما هركسی نمی‌تواند تصویرگر آن باشد.

باید بزرگ باشی تا بزرگواری كنی! همچو كوه مقابل كاستی‌ها استوار و سخت باشی و مانند خورشید، بی هیچ چشم‌داشتی بتابی! مانند ستاره در شب تاریك و سرد انسان‌ها بدرخشی و ماه فروزان آسمان تیر و تار آدم‌ها شوی.

سنگ صبور كودكانی باشی كه بزرگترین آرزوی‌شان، كوچكترین آرزوی هم سن و سالان خود در مناطق با امكانات و برخوردار است. 

نمی‌توان دید مادی به زندگی و آدم‌های اطراف خود داشت و همه چیز و همه كس را از دریچه و نگاه منفعت طلبی دید و آنگاه خواهان معجزه و انعكاس درست رفتار و كردارمان در زندگی شخصی خود باشیم.

 باید بدانیم بازتاب نیكی جز نیكو دیدن نیست و در این میان، معلمان نمادهای كم نظیر این نیك سیرتی هستند.

شمع وجود آنها تنها در كلاس درس روشنایی نمی‌‌بخشد و سوز سازنده آنها منحصر به چهار دیواری تخته و نیمكت نیست.

جوهره و جان مایه این شغل، مجموعه‌ای از صفات متعالی انسانی مانند دانایی، توانایی و هدایت است، اما گاهی خود مصادق عینی از زیباترین نشانه‌های انسانیت می‌شوند.

معلم، آنچنان قداست و حرمتی به دنبال خود دارد كه همواره جزو قابل اعتمادترین قشرهای جامعه است و مردم آنها را مأمن و ملجأ ارزشمندی در بزنگاه‌های زندگی می‌دانند.

آنها، اوج مهربانی و مهرورزی هستند و تاریخچه كهن این شغل، گنجینه عظیمی از ایثار و از خودگذشتگی معلمان در نقاط مختلف است.

بسیاری از آنها در مسیر علم آموزی هر سختی و مرارتی را به جان می‌خرند و نمادهای شجاعت و ایثار آنها، در اقصی نقاط این مرز و بوم به خوبی عیان است.

البته بسیاری از این فضایل اخلاقی و رفتاری معلمان در جامعه انعكاس پیدا نمی‌كند و بسیاری نیز هستند كه هرگز حاضر به انعكاس ایثار خود در سطح جامعه نمی‌شوند.

اگر نگاه كوتاهی به سال‌های تحصیلی دور و نزدیك نظام تعلیم و تربیت بیندازیم؛ نمونه‌های بارزی را از این فداكاری‌ها را مشاهده می‌كنیم. 

در خاطر دارم كه چطور معلمی ایثارگر، خواسته ما را برای مصاحبه، در حصار اخلاص و نوع دوستی خود محصور كرد و پنهان كاری از سر تواضع و اخلاص او درس به یادماندنی به ما داد.

 بله! معلم شاغل در اداره آموزش و پرورش شهر جواد آباد از توابع شهرستان ورامین را می‌گویم كه یكی از نمونه‌های گذشت و جوانمردی است.

او كه علی‌رغم پیگیری‌ها و اصرار چند روزه برای انجام مصاحبه، حاضر نشد فداكاری و ایثار خود را كه حكایت طاقت‌فرسای تدریس در یك مدرسه روستایی آن هم با پیمودن روزانه 120 كیلومتر با موتور و با آن همه مشقت و سختی است، را روایت كند و در مقابل اصرار و ابرام ما برای انجام مصاحبه، بر اصول و اعتقادات قابل ستایش‌اش می‌ایستد و از بیان این حركت ارزشمند، امتناع می‌كند و تنها پاسخ او این است كه «بگذار اگر ثوابی است در پنهان نصیبم شود و شاید بتواند این حركتم گره گشای اعمالم در آخرت باشد».

* مصاف روزانه آقا معلم با صخره و سنگ

«عزیز محمدی‌ منش» معلم فداكار لرستانی موضوع دیگر داستان واقعی‌ام از گذشت و ایثار است. آقا معلم با صفایی كه 17 سال سابقه تدریس در مدارس عشایری را دارد؛ رنج رفتن در مسیر سخت كوهستان را به جان می‌خرد و خم به ابرو نمی‌برد.

معلمی كه هر روز با سختی و ضمختی كوهستان مصاف می‌كند و چند ساعت را در جاده پیاده می‌رود تا به روستای محل تدریس خود برسد.

این معلم لرستانی برای رسیدن به مقصد باید 8 ساعت پیاده‌روی كند و ماه‌ها از خانواده دور باشد تا بتواند دانش‌آموزان محروم و عشایری را آموزش دهد.

«مقداد باقرزاده» آموزگار منطقه عشایری در استان گلستان، معلم دیگری است كه در منطقه مراوه تپه، حوالی روستای نارلی، در دره‌ای به نام «قوشی‌دره» به دانش‌آموزان عشایر درس می‌دهد و فاصله محل كار تا خانه‌اش 330 كیلومتر است و باید هر هفته این مسیر را طی كند.

این معلم فداكار عشایری در یكی از روستاهای منطقه ساكن هست و هر روز باید با موتور، مسیری 20 دقیقه‌ای دیگری را طی كند تا به كلاس درس برسد.

او همه امكانات و اسم و رسم در مدارس شهر را كنار گذاشته و دل بزرگ خود را به قلب‌های با احساس كودكان عشایر پیوند زده است.

«علیرضا هادی‌ نژاد» معلم فداكار یزدی است كه در دبستان «توحید» روستای دولاب خزرآباد كه با خانه‌اش فاصله 65 كیلومتری دارد، تدریس می‌كند.

رنج و سختی راه را به جان می‌خرد و با عشق و عطوفت بی پایان خود، چراغ راه دانایی و توانایی دانش‌آموزان می‌شود.

اوج شكوه كار این معلم فداكار یزدی آنجاست كه در كنار آموزش خود به دانش‌آموزان، وقتی سختی و رنج والدین این دانش‌آموز را در انتقال فرزندانشان به مدرسه می‌بیند تاب نمی‌آورد و خود را ملزم می‌كند تا رسم نوع دوستی را به بهترین وجه به جا آورد.

این معلم جوان هر روز شاگرد معلول جسمی خود را، با خود از خانه به مدرسه می‌آورد و مجدداً هنگام تعطیل شدن مدرسه، او را به خانه‌اش انتقال می‌دهد.

هادی‌نژاد سنگ صبور و همراه همیشگی این نوجوان ناتوان است و تمام امور شخصی، آموزشی، پرورش و بهداشتی این دانش‌آموز معلول را انجام می‌دهد و مدت 7 سال است كه این شاگرد معلولش را هر روز از خانه به مدرسه می‌آورد و پس از پایان كلاس درس، او را به خانه‌اش باز می‌گرداند.




دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.