پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

تحلیل ویژه
تاریخ : دوشنبه 27 آذر 09:58 کد خبر : 8142

پیشروی دشمن در درون

دلیل این جسارت را باید بایستی در ضعف راهبردی نظام سیاسی کشور در صیانت از اصول و ارزش های جامعه و کشور دانست


 

 

هفته اخیر در اوج تظاهرات و راهپیمایی‌های
اعتراض آمیز در سراسر جهان نسبت به اعلام تصمیم آمریكا برای انتقال سفارت این كشور به قدس شریف،
در یكی از دانشگاه‌های مهم كشور با رخدادی عجیب و نامنتظر روبه‌رو شدیم. این امكان كه تعدادی از دانشجویان بكوشند نقش پرچم رژیم اشغالگر صهیونیستی را از جلوی در ورودی پاك كنند تا مانع پایمال شدن آن شوند، تحت هر شرایط دیگری نیز در ایران اسلامی تصور ناشدنی و خارج تمامی چارچوب‌های اصولی و ارزش‌های نهادینه شده مردم و نظام انقلابی كشور است؛ اما آنچه این تجاوز گستاخانه و خائنانه به یكی از محورهای كانونی و باورهای مقدس سیاسی جامعه انقلابی را
حیرت آور و بسیار مشكوك می‌ساخت، وقوع آن در متن غلیان خشم و اعتراض سراسری جهان اسلام و مردم تمامی دنیا علیه تصمیم ظالمانه آمریكا به نفع
رژیم صهیونیستی بود؛ اما پیش از هر اقدامی برای درك معنا و مفهوم این حركت صهیونیستی در تهران،
مركز سیاسی رهبری مبارزات ضد صهیونیستی در جهان اسلام، لازم است به روشنی جوانب مختلف آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
نبایستی این اقدام جمعی را با بعضی نمایش‌های انفرادی غلط و اشتباه كرد كه به هدف جلب توجه و فرصت طلبی از سوی این یا آن سیاست باز ساده لوح انجام می‌گیرد. اولاً اقدام اخیر توسط جمعی از افراد سازمان یافته و منتسب به تشكلی اسم و رسم دار انجام گرفته و فراتر از یك اظهار سلیقه شخصی و
ذوق سیاسی است. ثانیاً بین اقدامی جاهلانه یا عوامانه و سطحی كه نمی‌خواهد به پرچم جنایتكارترین و درنده خوترین نظام ظالم و غاصب صهیونیستی با پاگذاشتن روی آن توهین كند، با فردی كه فراتر از یك تمایل شخصی در صدد تغییر یك ارزش یا هنجار مرتبط با سیاست‌های اجماعی یك جامعه و نظام سیاسی برمی‌آید، فرق ماهوی وجود دارد.
این دانشجویان می‌توانستند نظیر مبادیان آداب دیگر كه پرچم رژیمی نامشروع و كودك كش برایشان حرمت دارد، از لگدكردن و عبور از روی پرچم این رژیم غاصب خودداری كنند اما آنها به جای اینكه با انتخاب ده‌ها طریق دیگر، علائق سیاسی خود را در حرمت گذاری به ددمنشی و جنایت دنبال كنند، در صدد
پاك كردن پرچم این رژیم تجاوزگر برآمده‌اند كه آشكارا به معنای تجاوز به حقوق مشروع و مورد قبول كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور در پیگیری سیاست‌های قانونی و ریشه دار در قانون اساسی و اعتقادات مردم آن است. در هر جامعه‌ای كه سیاست‌های آن از طریق انتخابات و رأی مردم به نمایندگان ایشان مشروعیت می‌یابد، همه افراد و گروه‌ها مجازند در جهت اجرای آن سیاست یا تبیین و ترغیب مردم به آن سیاست‌ها هر اقدام مجازی را انجام دهند. وقتی فرد یا گروهی اقدام به امحاء تصویر یا نمادی می‌گیرد كه در ربط با سیاست كاملاً مشروع و مقبول ضدیت با موجودیت رژیم صهیونیستی مورد قبول اكثریت قریب به اتفاق مردم است، نه تنها در جهت سیاست غیر مشروع حمایت از رژیم صهیونیستی اقدام كرده بلكه در حقیقت، حق كلیت جامعه و نظام سیاسی را در پیگیری سیاست‌هایش نیز زیر پا گذاشته است. به این معنا این افراد در مقام مقابله با كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور به نفع رژیمی بر آمده‌اند كه مطابق قوانین اساسی و عادی به ویژه باورهای اعتقادی و ارزشی مردم كشور، «دشمن» به حساب می‌آید. آن هم نه دشمن بالقوه بلكه دشمن بالفعل كه از طرق مختلف نظیر ترور دانشمندان و مقامات سیاسی كشور و دیگر اشكال اقدامات خصمانه، دشمنی خود را آشكارا اظهار و دنبال می‌كند.
بنابراین اقدام گروه مذكور، تلاش برای پیگیری سیاست مشروعیت بخشی به رژیمی غاصب برپایه سیاستی غیر قانونی، ضد ارزشی و علیه منافع كشور است كه در تعارض با سیاست‌های قانونی نظام و مردم تا سر حد مشاركت با دشمنی بالفعل و همكاری با آن درجنگ و تخاصم با جامعه خود قرار گرفته است. این اقدام نشان می‌دهد كه ما به شكل عجیب و غریبی در جامعه و نظامی زندگی می‌كنیم كه در آن مخالفان سیاسی حتی راضی و قانع به پیگیری سیاست‌های مورد علاقه خود نیستند. آن‌ها
نه تنها پیگیر سیاست‌هایی در تعارض با سیاست‌های مشروع نظام و كشورند بلكه حتی پذیرای حق قانونی اكثریت جامعه و نظام در تبلیغ و اجرای سیاست‌های قانونی خود نیز نیستند و جلوگیری از این حق عمومی مردم و نظام را حق خود می‌دانند تا جایی كه برای ممانعت از آن حاضر به همراهی با دشمنان و مقابله با نظام و مردم خود هستند.
اینكه به چه دلایلی یك فرد یا یك گروه سیاسی كه در چارچوب نظام و قوانین كشور اجازه فعالیت یافته است، گذر و تجاوز از چارچوب‌های قانونی كشور را امری ممكن و معنادار دانسته و بدون ترس و واهمه بدان دست می‌زند، مسأله‌ای است كه نبایستی ساده گرفته شود؛ اما مواجهه با این نقصان و خلل جدی نظام سیاسی كشور در اینجا موضوع ما نیست.
سؤالی كه عجالتاً بایستی موضوع اهتمام باشد این است كه چرا در چنین موقعیت خاص، گروهی پذیرای خطررویارویی و معارضه با محوری‌ترین اصل از اصول سیاست خارجی كشور نه تنها در منطقه و جهان اسلام بلكه در كل حوزه روابط خارجی می‌شوند؟! مسأله مورد سؤال این است كه وقتی در هماهنگی با سیاست مورد تأیید كشور كل دنیای اسلام و جهان به دفاع از قدس و فلسطینیان بپا خاسته، به چه دلیلی این شرایط پر خطر برای تلاش برای معارضه با سیاست اصولی كشور انتخاب می‌شود؟! وقتی به طور طبیعی یكی از سیاست‌های كشور تحت فشار بیرونی یا درونی در موقعیت شكننده قرار دارد، اظهار مخالفت با آن هم كم هزینه‌تر و هم با احتمال قبولی بیشتری روبه‌روست، اما در وضعیتی عكس این سیاست با تأیید درونی و بیرونی مواجه است، مقابله با آن به هر شكل، هم هزینه دارتر و هم
غیر مقبول‌تر است چه رسد به اینكه مخالفت یك گروه با آن سیاست به معنای نفی حق عموم مردم و نظام سیاسی كشور در پیگیری یا ترغیب و ترویج آن سیاست باشد!
ما از این پاسخ كه دلیل این جسارت را بایستی در ضعف راهبردی نظام سیاسی كشور در صیانت از اصول و ارزش‌های جامعه و كشور دانست می‌گذریم، گرچه این گذر به معنای نفی درستی آن نیست. بیشتر به این دلیل كه ماهیت این اقدام نشان می‌دهد كه مسأله اهمیتی بیش از آن داشته كه بخواهد بر پایه این گونه عوامل ولو مهم و تأثیرگذار، تصمیم گیری و اجرا شود. عدم توفیق گروه در دست‌یابی به هدف برنامه ریزی شده و به ویژه برخورد هماهنگ مجموعه یا جناح اصلاح طلب در نفی و محكومیت یكپارچه و شدید اقدام آنها، احتمالاً پذیرش این پاسخ یا تحلیل را با اشكال یا تردید مواجه می‌سازد. در صورتی كه اقدام آنها قرین موفقیت شده و مطابق پیش بینی، فضایی دو قطبی و متشنج حول اقدام این گروه در حمایت از رژیم صهیونیستی شكل می‌گرفت، انعكاس آن در جهان به ویژه جهان اسلام در بحبوحه
اوج گیری تظاهرات ضد صهیونیستی، مشخص می‌كرد كه گروه چه هدفی را از آن دنبال می‌كرده است. ایجاد انشقاق در جبهه داخلی بر سر یكی از محوری‌ترین اصول اجماعی سیاست خارجی در پس شكست داعش، صرفاً دست آوردهای روانی این پیروزی اخیر را بر باد نمی‌داد، بلكه در مورد اهداف محوری نبردهای جبهه مقاومت علیه داعش در منطقه نیز تردید
ایجاد می‌كرد؛ اما مهم‌ترین پیامد موفقیت این گروه در اقدام خود و انعكاس آن در جهان اسلام نه تنها زمینه وارد كردن ضربه جدی به اعتبار جبهه مقاومت خاصه جمهوری اسلامی ایران را فراهم می‌ساخت، بلكه در فضای موجود به سیاست ترامپ و رژیم صهیونیستی در قضیه انتقال پایتختی این رژیم به قدس كمك جدی می‌كرد.
در هر حال آنچه در آن هیچ تردیدی وجود ندارد این است كه پایداری و انسجام جبهه مقاومت به ویژه جمهوری اسلامی در زمینه دفاع از قدس و قضیه فلسطین به عنوان محوری‌ترین عامل مبارزه با اشغالگری و ممانعت از پیشروی‌های آن، آن را به هدف اصل و كانونی جبهه متحد غربی، صهیونیستی، عربی در آورده است. به همین دلیل مدت‌هاست كه ایجاد تزلزل در جبهه مقاومت خصوصاً رهبری آن، موضوع طرح‌ها و توطئه‌های مختلف قرار گرفته است. دشمن امید دارد كه از طریق ایجاد اشتقاق در جبهه داخلی و فروپاشی اجماع میان نیروهای داخلی، ضمن ایجاد اخلال راهبردی در مبارزه جبهه مقاومت علیه جبهه غربی، عبری، عربی، موضع و موقعیت كشور به عنوان رهبری جبهه مقاومت را در جهان اسلام تضعیف و بی‌اعتبار ساخته تا از این طریق این جبهه را به شكست كشاند. به همین دلیل دقیقاً در زمینه چنین توطئه‌هایهفته اخیر در اوج تظاهرات و راهپیمایی‌های

اعتراض آمیز در سراسر جهان نسبت به اعلام تصمیم آمریكا برای انتقال سفارت این كشور به قدس شریف،
در یكی از دانشگاه‌های مهم كشور با رخدادی عجیب و نامنتظر روبه‌رو شدیم. این امكان كه تعدادی از دانشجویان بكوشند نقش پرچم رژیم اشغالگر صهیونیستی را از جلوی در ورودی پاك كنند تا مانع پایمال شدن آن شوند، تحت هر شرایط دیگری نیز در ایران اسلامی تصور ناشدنی و خارج تمامی چارچوب‌های اصولی و ارزش‌های نهادینه شده مردم و نظام انقلابی كشور است؛ اما آنچه این تجاوز گستاخانه و خائنانه به یكی از محورهای كانونی و باورهای مقدس سیاسی جامعه انقلابی را
حیرت آور و بسیار مشكوك می‌ساخت، وقوع آن در متن غلیان خشم و اعتراض سراسری جهان اسلام و مردم تمامی دنیا علیه تصمیم ظالمانه آمریكا به نفع
رژیم صهیونیستی بود؛ اما پیش از هر اقدامی برای درك معنا و مفهوم این حركت صهیونیستی در تهران،
مركز سیاسی رهبری مبارزات ضد صهیونیستی در جهان اسلام، لازم است به روشنی جوانب مختلف آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
نبایستی این اقدام جمعی را با بعضی نمایش‌های انفرادی غلط و اشتباه كرد كه به هدف جلب توجه و فرصت طلبی از سوی این یا آن سیاست باز ساده لوح انجام می‌گیرد. اولاً اقدام اخیر توسط جمعی از افراد سازمان یافته و منتسب به تشكلی اسم و رسم دار انجام گرفته و فراتر از یك اظهار سلیقه شخصی و
ذوق سیاسی است. ثانیاً بین اقدامی جاهلانه یا عوامانه و سطحی كه نمی‌خواهد به پرچم جنایتكارترین و درنده خوترین نظام ظالم و غاصب صهیونیستی با پاگذاشتن روی آن توهین كند، با فردی كه فراتر از یك تمایل شخصی در صدد تغییر یك ارزش یا هنجار مرتبط با سیاست‌های اجماعی یك جامعه و نظام سیاسی برمی‌آید، فرق ماهوی وجود دارد.
این دانشجویان می‌توانستند نظیر مبادیان آداب دیگر كه پرچم رژیمی نامشروع و كودك كش برایشان حرمت دارد، از لگدكردن و عبور از روی پرچم این رژیم غاصب خودداری كنند اما آنها به جای اینكه با انتخاب ده‌ها طریق دیگر، علائق سیاسی خود را در حرمت گذاری به ددمنشی و جنایت دنبال كنند، در صدد
پاك كردن پرچم این رژیم تجاوزگر برآمده‌اند كه آشكارا به معنای تجاوز به حقوق مشروع و مورد قبول كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور در پیگیری سیاست‌های قانونی و ریشه دار در قانون اساسی و اعتقادات مردم آن است. در هر جامعه‌ای كه سیاست‌های آن از طریق انتخابات و رأی مردم به نمایندگان ایشان مشروعیت می‌یابد، همه افراد و گروه‌ها مجازند در جهت اجرای آن سیاست یا تبیین و ترغیب مردم به آن سیاست‌ها هر اقدام مجازی را انجام دهند. وقتی فرد یا گروهی اقدام به امحاء تصویر یا نمادی می‌گیرد كه در ربط با سیاست كاملاً مشروع و مقبول ضدیت با موجودیت رژیم صهیونیستی مورد قبول اكثریت قریب به اتفاق مردم است، نه تنها در جهت سیاست غیر مشروع حمایت از رژیم صهیونیستی اقدام كرده بلكه در حقیقت، حق كلیت جامعه و نظام سیاسی را در پیگیری سیاست‌هایش نیز زیر پا گذاشته است. به این معنا این افراد در مقام مقابله با كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور به نفع رژیمی بر آمده‌اند كه مطابق قوانین اساسی و عادی به ویژه باورهای اعتقادی و ارزشی مردم كشور، «دشمن» به حساب می‌آید. آن هم نه دشمن بالقوه بلكه دشمن بالفعل كه از طرق مختلف نظیر ترور دانشمندان و مقامات سیاسی كشور و دیگر اشكال اقدامات خصمانه، دشمنی خود را آشكارا اظهار و دنبال می‌كند.
بنابراین اقدام گروه مذكور، تلاش برای پیگیری سیاست مشروعیت بخشی به رژیمی غاصب برپایه سیاستی غیر قانونی، ضد ارزشی و علیه منافع كشور است كه در تعارض با سیاست‌های قانونی نظام و مردم تا سر حد مشاركت با دشمنی بالفعل و همكاری با آن درجنگ و تخاصم با جامعه خود قرار گرفته است. این اقدام نشان می‌دهد كه ما به شكل عجیب و غریبی در جامعه و نظامی زندگی می‌كنیم كه در آن مخالفان سیاسی حتی راضی و قانع به پیگیری سیاست‌های مورد علاقه خود نیستند. آن‌ها
نه تنها پیگیر سیاست‌هایی در تعارض با سیاست‌های مشروع نظام و كشورند بلكه حتی پذیرای حق قانونی اكثریت جامعه و نظام در تبلیغ و اجرای سیاست‌های قانونی خود نیز نیستند و جلوگیری از این حق عمومی مردم و نظام را حق خود می‌دانند تا جایی كه برای ممانعت از آن حاضر به همراهی با دشمنان و مقابله با نظام و مردم خود هستند.
اینكه به چه دلایلی یك فرد یا یك گروه سیاسی كه در چارچوب نظام و قوانین كشور اجازه فعالیت یافته است، گذر و تجاوز از چارچوب‌های قانونی كشور را امری ممكن و معنادار دانسته و بدون ترس و واهمه بدان دست می‌زند، مسأله‌ای است كه نبایستی ساده گرفته شود؛ اما مواجهه با این نقصان و خلل جدی نظام سیاسی كشور در اینجا موضوع ما نیست.
سؤالی كه عجالتاً بایستی موضوع اهتمام باشد این است كه چرا در چنین موقعیت خاص، گروهی پذیرای خطررویارویی و معارضه با محوری‌ترین اصل از اصول سیاست خارجی كشور نه تنها در منطقه و جهان اسلام بلكه در كل حوزه روابط خارجی می‌شوند؟! مسأله مورد سؤال این است كه وقتی در هماهنگی با سیاست مورد تأیید كشور كل دنیای اسلام و جهان به دفاع از قدس و فلسطینیان بپا خاسته، به چه دلیلی این شرایط پر خطر برای تلاش برای معارضه با سیاست اصولی كشور انتخاب می‌شود؟! وقتی به طور طبیعی یكی از سیاست‌های كشور تحت فشار بیرونی یا درونی در موقعیت شكننده قرار دارد، اظهار مخالفت با آن هم كم هزینه‌تر و هم با احتمال قبولی بیشتری روبه‌روست، اما در وضعیتی عكس این سیاست با تأیید درونی و بیرونی مواجه است، مقابله با آن به هر شكل، هم هزینه دارتر و هم
غیر مقبول‌تر است چه رسد به اینكه مخالفت یك گروه با آن سیاست به معنای نفی حق عموم مردم و نظام سیاسی كشور در پیگیری یا ترغیب و ترویج آن سیاست باشد!
ما از این پاسخ كه دلیل این جسارت را بایستی در ضعف راهبردی نظام سیاسی كشور در صیانت از اصول و ارزش‌های جامعه و كشور دانست می‌گذریم، گرچه این گذر به معنای نفی درستی آن نیست. بیشتر به این دلیل كه ماهیت این اقدام نشان می‌دهد كه مسأله اهمیتی بیش از آن داشته كه بخواهد بر پایه این گونه عوامل ولو مهم و تأثیرگذار، تصمیم گیری و اجرا شود. عدم توفیق گروه در دست‌یابی به هدف برنامه ریزی شده و به ویژه برخورد هماهنگ مجموعه یا جناح اصلاح طلب در نفی و محكومیت یكپارچه و شدید اقدام آنها، احتمالاً پذیرش این پاسخ یا تحلیل را با اشكال یا تردید مواجه می‌سازد. در صورتی كه اقدام آنها قرین موفقیت شده و مطابق پیش بینی، فضایی دو قطبی و متشنج حول اقدام این گروه در حمایت از رژیم صهیونیستی شكل می‌گرفت، انعكاس آن در جهان به ویژه جهان اسلام در بحبوحه
اوج گیری تظاهرات ضد صهیونیستی، مشخص می‌كرد كه گروه چه هدفی را از آن دنبال می‌كرده است. ایجاد انشقاق در جبهه داخلی بر سر یكی از محوری‌ترین اصول اجماعی سیاست خارجی در پس شكست داعش، صرفاً دست آوردهای روانی این پیروزی اخیر را بر باد نمی‌داد، بلكه در مورد اهداف محوری نبردهای جبهه مقاومت علیه داعش در منطقه نیز تردید
ایجاد می‌كرد؛ اما مهم‌ترین پیامد موفقیت این گروه در اقدام خود و انعكاس آن در جهان اسلام نه تنها زمینه وارد كردن ضربه جدی به اعتبار جبهه مقاومت خاصه جمهوری اسلامی ایران را فراهم می‌ساخت، بلكه در فضای موجود به سیاست ترامپ و رژیم صهیونیستی در قضیه انتقال پایتختی این رژیم به قدس كمك جدی می‌كرد.

در هر حال آنچه در آن هیچ تردیدی وجود ندارد این است كه پایداری و انسجام جبهه مقاومت به ویژه جمهوری اسلامی در زمینه دفاع از قدس و قضیه فلسطین به عنوان محوری‌ترین عامل مبارزه با اشغالگری و ممانعت از پیشروی‌های آن، آن را به هدف اصل و كانونی جبهه متحد غربی، صهیونیستی، عربی در آورده است. به همین دلیل مدت‌هاست كه ایجاد تزلزل در جبهه مقاومت خصوصاً رهبری آن، موضوع طرح‌ها و توطئه‌های مختلف قرار گرفته است. دشمن امید دارد كه از طریق ایجاد اشتقاق در جبهه داخلی و فروپاشی اجماع میان نیروهای داخلی، ضمن ایجاد اخلال راهبردی در مبارزه جبهه مقاومت علیه جبهه غربی، عبری، عربی، موضع و موقعیت كشور به عنوان رهبری جبهه مقاومت را در جهان اسلام تضعیف و بی‌اعتبار ساخته تا از این طریق این جبهه را به شكست كشاند. به همین دلیل دقیقاً در زمینه چنین توطئه‌هایی است كه باید حركت خائنانه اخیر در دانشگاه علم و صنعت را در دفاع از رژیم صهیونیستی فهمید.ی است كه باید حركت خائنانه اخیر در دانشگاه علم و صنعت را در دفاع از رژیمهفته اخیر در اوج تظاهرات و راهپیمایی‌های

اعتراض آمیز در سراسر جهان نسبت به اعلام تصمیم آمریكا برای انتقال سفارت این كشور به قدس شریف،
در یكی از دانشگاه‌های مهم كشور با رخدادی عجیب و نامنتظر روبه‌رو شدیم. این امكان كه تعدادی از دانشجویان بكوشند نقش پرچم رژیم اشغالگر صهیونیستی را از جلوی در ورودی پاك كنند تا مانع پایمال شدن آن شوند، تحت هر شرایط دیگری نیز در ایران اسلامی تصور ناشدنی و خارج تمامی چارچوب‌های اصولی و ارزش‌های نهادینه شده مردم و نظام انقلابی كشور است؛ اما آنچه این تجاوز گستاخانه و خائنانه به یكی از محورهای كانونی و باورهای مقدس سیاسی جامعه انقلابی را
حیرت آور و بسیار مشكوك می‌ساخت، وقوع آن در متن غلیان خشم و اعتراض سراسری جهان اسلام و مردم تمامی دنیا علیه تصمیم ظالمانه آمریكا به نفع
رژیم صهیونیستی بود؛ اما پیش از هر اقدامی برای درك معنا و مفهوم این حركت صهیونیستی در تهران،
مركز سیاسی رهبری مبارزات ضد صهیونیستی در جهان اسلام، لازم است به روشنی جوانب مختلف آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد.
نبایستی این اقدام جمعی را با بعضی نمایش‌های انفرادی غلط و اشتباه كرد كه به هدف جلب توجه و فرصت طلبی از سوی این یا آن سیاست باز ساده لوح انجام می‌گیرد. اولاً اقدام اخیر توسط جمعی از افراد سازمان یافته و منتسب به تشكلی اسم و رسم دار انجام گرفته و فراتر از یك اظهار سلیقه شخصی و
ذوق سیاسی است. ثانیاً بین اقدامی جاهلانه یا عوامانه و سطحی كه نمی‌خواهد به پرچم جنایتكارترین و درنده خوترین نظام ظالم و غاصب صهیونیستی با پاگذاشتن روی آن توهین كند، با فردی كه فراتر از یك تمایل شخصی در صدد تغییر یك ارزش یا هنجار مرتبط با سیاست‌های اجماعی یك جامعه و نظام سیاسی برمی‌آید، فرق ماهوی وجود دارد.
این دانشجویان می‌توانستند نظیر مبادیان آداب دیگر كه پرچم رژیمی نامشروع و كودك كش برایشان حرمت دارد، از لگدكردن و عبور از روی پرچم این رژیم غاصب خودداری كنند اما آنها به جای اینكه با انتخاب ده‌ها طریق دیگر، علائق سیاسی خود را در حرمت گذاری به ددمنشی و جنایت دنبال كنند، در صدد
پاك كردن پرچم این رژیم تجاوزگر برآمده‌اند كه آشكارا به معنای تجاوز به حقوق مشروع و مورد قبول كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور در پیگیری سیاست‌های قانونی و ریشه دار در قانون اساسی و اعتقادات مردم آن است. در هر جامعه‌ای كه سیاست‌های آن از طریق انتخابات و رأی مردم به نمایندگان ایشان مشروعیت می‌یابد، همه افراد و گروه‌ها مجازند در جهت اجرای آن سیاست یا تبیین و ترغیب مردم به آن سیاست‌ها هر اقدام مجازی را انجام دهند. وقتی فرد یا گروهی اقدام به امحاء تصویر یا نمادی می‌گیرد كه در ربط با سیاست كاملاً مشروع و مقبول ضدیت با موجودیت رژیم صهیونیستی مورد قبول اكثریت قریب به اتفاق مردم است، نه تنها در جهت سیاست غیر مشروع حمایت از رژیم صهیونیستی اقدام كرده بلكه در حقیقت، حق كلیت جامعه و نظام سیاسی را در پیگیری سیاست‌هایش نیز زیر پا گذاشته است. به این معنا این افراد در مقام مقابله با كلیت جامعه و نظام سیاسی كشور به نفع رژیمی بر آمده‌اند كه مطابق قوانین اساسی و عادی به ویژه باورهای اعتقادی و ارزشی مردم كشور، «دشمن» به حساب می‌آید. آن هم نه دشمن بالقوه بلكه دشمن بالفعل كه از طرق مختلف نظیر ترور دانشمندان و مقامات سیاسی كشور و دیگر اشكال اقدامات خصمانه، دشمنی خود را آشكارا اظهار و دنبال می‌كند.
بنابراین اقدام گروه مذكور، تلاش برای پیگیری سیاست مشروعیت بخشی به رژیمی غاصب برپایه سیاستی غیر قانونی، ضد ارزشی و علیه منافع كشور است كه در تعارض با سیاست‌های قانونی نظام و مردم تا سر حد مشاركت با دشمنی بالفعل و همكاری با آن درجنگ و تخاصم با جامعه خود قرار گرفته است. این اقدام نشان می‌دهد كه ما به شكل عجیب و غریبی در جامعه و نظامی زندگی می‌كنیم كه در آن مخالفان سیاسی حتی راضی و قانع به پیگیری سیاست‌های مورد علاقه خود نیستند. آن‌ها
نه تنها پیگیر سیاست‌هایی در تعارض با سیاست‌های مشروع نظام و كشورند بلكه حتی پذیرای حق قانونی اكثریت جامعه و نظام در تبلیغ و اجرای سیاست‌های قانونی خود نیز نیستند و جلوگیری از این حق عمومی مردم و نظام را حق خود می‌دانند تا جایی كه برای ممانعت از آن حاضر به همراهی با دشمنان و مقابله با نظام و مردم خود هستند.
اینكه به چه دلایلی یك فرد یا یك گروه سیاسی كه در چارچوب نظام و قوانین كشور اجازه فعالیت یافته است، گذر و تجاوز از چارچوب‌های قانونی كشور را امری ممكن و معنادار دانسته و بدون ترس و واهمه بدان دست می‌زند، مسأله‌ای است كه نبایستی ساده گرفته شود؛ اما مواجهه با این نقصان و خلل جدی نظام سیاسی كشور در اینجا موضوع ما نیست.
سؤالی كه عجالتاً بایستی موضوع اهتمام باشد این است كه چرا در چنین موقعیت خاص، گروهی پذیرای خطررویارویی و معارضه با محوری‌ترین اصل از اصول سیاست خارجی كشور نه تنها در منطقه و جهان اسلام بلكه در كل حوزه روابط خارجی می‌شوند؟! مسأله مورد سؤال این است كه وقتی در هماهنگی با سیاست مورد تأیید كشور كل دنیای اسلام و جهان به دفاع از قدس و فلسطینیان بپا خاسته، به چه دلیلی این شرایط پر خطر برای تلاش برای معارضه با سیاست اصولی كشور انتخاب می‌شود؟! وقتی به طور طبیعی یكی از سیاست‌های كشور تحت فشار بیرونی یا درونی در موقعیت شكننده قرار دارد، اظهار مخالفت با آن هم كم هزینه‌تر و هم با احتمال قبولی بیشتری روبه‌روست، اما در وضعیتی عكس این سیاست با تأیید درونی و بیرونی مواجه است، مقابله با آن به هر شكل، هم هزینه دارتر و هم
غیر مقبول‌تر است چه رسد به اینكه مخالفت یك گروه با آن سیاست به معنای نفی حق عموم مردم و نظام سیاسی كشور در پیگیری یا ترغیب و ترویج آن سیاست باشد!
ما از این پاسخ كه دلیل این جسارت را بایستی در ضعف راهبردی نظام سیاسی كشور در صیانت از اصول و ارزش‌های جامعه و كشور دانست می‌گذریم، گرچه این گذر به معنای نفی درستی آن نیست. بیشتر به این دلیل كه ماهیت این اقدام نشان می‌دهد كه مسأله اهمیتی بیش از آن داشته كه بخواهد بر پایه این گونه عوامل ولو مهم و تأثیرگذار، تصمیم گیری و اجرا شود. عدم توفیق گروه در دست‌یابی به هدف برنامه ریزی شده و به ویژه برخورد هماهنگ مجموعه یا جناح اصلاح طلب در نفی و محكومیت یكپارچه و شدید اقدام آنها، احتمالاً پذیرش این پاسخ یا تحلیل را با اشكال یا تردید مواجه می‌سازد. در صورتی كه اقدام آنها قرین موفقیت شده و مطابق پیش بینی، فضایی دو قطبی و متشنج حول اقدام این گروه در حمایت از رژیم صهیونیستی شكل می‌گرفت، انعكاس آن در جهان به ویژه جهان اسلام در بحبوحه
اوج گیری تظاهرات ضد صهیونیستی، مشخص می‌كرد كه گروه چه هدفی را از آن دنبال می‌كرده است. ایجاد انشقاق در جبهه داخلی بر سر یكی از محوری‌ترین اصول اجماعی سیاست خارجی در پس شكست داعش، صرفاً دست آوردهای روانی این پیروزی اخیر را بر باد نمی‌داد، بلكه در مورد اهداف محوری نبردهای جبهه مقاومت علیه داعش در منطقه نیز تردید
ایجاد می‌كرد؛ اما مهم‌ترین پیامد موفقیت این گروه در اقدام خود و انعكاس آن در جهان اسلام نه تنها زمینه وارد كردن ضربه جدی به اعتبار جبهه مقاومت خاصه جمهوری اسلامی ایران را فراهم می‌ساخت، بلكه در فضای موجود به سیاست ترامپ و رژیم صهیونیستی در قضیه انتقال پایتختی این رژیم به قدس كمك جدی می‌كرد.

در هر حال آنچه در آن هیچ تردیدی وجود ندارد این است كه پایداری و انسجام جبهه مقاومت به ویژه جمهوری اسلامی در زمینه دفاع از قدس و قضیه فلسطین به عنوان محوری‌ترین عامل مبارزه با اشغالگری و ممانعت از پیشروی‌های آن، آن را به هدف اصل و كانونی جبهه متحد غربی، صهیونیستی، عربی در آورده است. به همین دلیل مدت‌هاست كه ایجاد تزلزل در جبهه مقاومت خصوصاً رهبری آن، موضوع طرح‌ها و توطئه‌های مختلف قرار گرفته است. دشمن امید دارد كه از طریق ایجاد اشتقاق در جبهه داخلی و فروپاشی اجماع میان نیروهای داخلی، ضمن ایجاد اخلال راهبردی در مبارزه جبهه مقاومت علیه جبهه غربی، عبری، عربی، موضع و موقعیت كشور به عنوان رهبری جبهه مقاومت را در جهان اسلام تضعیف و بی‌اعتبار ساخته تا از این طریق این جبهه را به شكست كشاند. به همین دلیل دقیقاً در زمینه چنین توطئه‌هایی است كه باید حركت خائنانه اخیر در دانشگاه علم و صنعت را در دفاع از رژیم صهیونیستی فهمید.

 




دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط