پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 13:09 کد خبر : 7907

برجام منطقه‌ای اروپا علیه ایران

اختلافات آمریکا و اروپا در مورد ایران بر سر چی است و تا چه حدی است؟ آیا می‌توان از این اختلافات برای ضربه زدن به آمریکا استفاده کرد؟ سوابق در این میان چه چیزی را نشان می‌دهد؟ و دست آخر چه خواهد شد؟.


سعدالله زارعی

 

 

 

 

سعدالله زارعی

 

 اختلافات آمریكا و اروپا در مورد ایران بر سر چی است و تا چه حدی است؟ آیا می‌توان از این اختلافات برای ضربه زدن به آمریكا استفاده كرد؟ سوابق در این میان چه چیزی را نشان می‌دهد؟ و دست آخر چه خواهد شد؟
 اگرچه طی یك هفته اخیر بارها شاهد بیان مطالبی از سوی مقامات فرانسوی، انگلیسی و آلمانی بودیم كه با سخنان دونالد ترامپ درباره ایران متفاوت بود. اما، اگر به آنچه از طرف مقامات این چهار كشور غربی كه طرف اصلی ما در پرونده هسته‌ای بودند، مطرح شده، نظر بیفكنیم در می‌یابیم كه آنان در مورد موضوعاتی كه علت اصلی تقابل مقامات كاخ سفید با ایران است، وحدت نظر داشته و در اینكه باید در این موارد با آمریكا همراه باشند، تردیدی باقی نگذاشتند.
 واقعیت این است كه اروپایی‌ها اعلام می‌كنند كه خروج رسمی از برجام و یا تغییر مفاد آن را قبول ندارند و معتقدند این «دستاورد بزرگ دیپلماتیك غرب» نباید با اما و اگرهایی به مخاطره بیفتد. آنان معتقدند برجام یك مدل موفق برای مهار دولت‌هایی است كه برنامه‌ای - اعم از هسته‌ای و غیر هسته‌ای- جدای از ساختار رسمی غرب دارند و از این رو اگر از طرف غرب یا ایران از بین برود و یا از آن اعتبارزدایی صورت گیرد، نمی‌توان در جهانی كه در حال گذار است و هیچ قدرت تثبیت شده‌ای در آن وجود ندارد، امور را به گونه‌ای كه بدون جنگ به دستاورد مطلوب غرب منتهی شود، مدیریت كرد. دولتمردان اروپایی ادعا می‌كنند ترامپ بدون آنكه بداند چه می‌كند در مواجهه با ایران، در عمل اعتبار برجام را در معرض تردید قرار می‌دهد به گمان اینكه می‌تواند سند پرمنفعت‌تری را بر ایران تحمیل كند و این در حالی است كه ترامپ هم در نهایت حاضر به ترك برجام كه یك دستاورد پرمنفعت برای غرب می‌باشد، نیست.
 كشورهای اروپایی، آنطور كه از سخنان مقامات آلمان، انگلیس و فرانسه فهمیده می‌شود معتقدند آنچه رئیس‌جمهور آمریكا در درون برجام دنبال آن می‌گردد در كنار برجام قرار داشته و به اندازه خود برجام مشروعیت دارد و الزام‌آور می‌باشد. یعنی قطعنامه 2231 و بیانیه مشترك كشورهای 5+1. اروپایی‌ها می‌گویند كنترل منطقه‌ای ایران و كاستن سیستماتیك از قدرت جمهوری اسلامی كه در برجام به آن «اشارت» رفته و در قطعنامه و بیانیه مورد اشاره به تفصیل درباره آن بحث شده است، این فرصت و امكان را در اختیار غرب قرار می‌دهد تا ایران را وادار به توافق در مورد قدرت منطقه‌ای خود كند. تفاوت آمریكا با اروپا در این است كه به گمان آمریكایی‌ها ایران را نمی‌توان وادار به پذیرش برجام دیگری كرد ولی می‌توان از او خواست تا برای برجامی كه پای آن را امضا كرده و بیش از غرب به حفظ آن علاقه دارد، دوباره پای میز مذاكره آمده و از طریق برجام محدودیت در قدرت منطقه‌ای خویش را بپذیرد. این در حالی است كه اروپایی‌ها معتقدند آنچه مقامات دولت ایران را پای میز مذاكرات منتهی به برجام آورد، باور به فردایی بهتر بود. آنان معتقدند، مذاكرات هسته‌ای و چهره خندان مقامات مذاكره كننده ایرانی سبب شد كه مردم و بعضی از جناح‌های سیاسی در ایران به گمان فردایی بهتر از تیم مذاكره‌كننده و از مصوبه آنان حمایت نمایند. اروپایی‌ها می‌گویند با توجه به اینكه حفظ «قدرت منطقه‌ای ایران» فقط یك خواست حاكمیتی و دولتی نیست بلكه خواسته‌ای ملی نیز می‌باشد، بدون طی فرایندی كه به گمان مردم پذیرش چنین محدودیتی در نهایت وضع آنها را بهبود می‌بخشد، حاصل نمی‌شود و از این رو پشیمان كردن مردم ایران از برجام- كاری كه ترامپ می‌كند- ضربه‌ای اساسی به نیروهایی است كه بدون كمك آنان و بدون برخورداری آنان از حمایت مردمی نمی‌توان برجام تازه‌ای منعقد كرد و از طریق آن به موقعیت ممتاز و رشك‌برانگیز منطقه‌ای ایران آسیب وارد نمود.
 براین اساس می‌توانیم با اطمینان زیادی بگوئیم آمریكا و اروپا از آنجایی كه در اصل ضرورت مهار قدرت رو به افزایش منطقه‌ای ایران وحدت‌نظر دارند به زودی به توافق می‌رسند و همانطور كه به طور ضمنی در نطق روز جمعه 21 مهرماه ترامپ آمد، جبهه دوباره‌ای مركب از این كشورها علیه نفوذ منطقه‌ای ایران ذیل واژه دروغین «تروریزم» شكل می‌گیرد. در این بین سخن این است كه دو كشور چین و روسیه چه موضعی خواهند داشت. اگر به مواضع این دو كشور نظر بیندازیم نارضایتی آنان از برنامه جدید علیه ایران را مشاهده می‌كنیم در این بین كشورهای غربی معتقدند چین در نهایت با آنان همراه می‌شود ولی در مورد روسیه تردیدهای جدی دارند كمااینكه مقامات روسیه حتی تهدید كرده‌اند كه در مقابل هر برنامه جدید ضد ایرانی خواهند ایستاد. جبهه جدیدی كه ترامپ دنبال آن است و تركیبی از آمریكا، اروپا و بعضی از دولت‌های شرور منطقه‌ای نظیر رژیم صهیونیستی و دولت سعودی خواهد بود، یك ابتكار عمل به حساب نمی‌آید چرا كه پیش از این و از اولین ماه‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی چنین جبهه‌ای وجود داشته و بارها هم از جمهوری اسلامی شكست خورده است. آنان البته با نگاه به تسلیم شدن ایران در پرونده هسته‌ای گمان می‌كنند، شرایط داخلی ایران نسبت به دهه قبل تغییر كرده و اینك ایران در برابر «فشار شدید» كوتاه می‌آید كه البته این جمعبندی درستی نیست.
 آمریكا و اروپا كماكان روی «فشار اقتصادی» بر ایران تمركز خواهند كرد چرا كه حداقل در ده سال آینده امكان اعمال قدرت نظامی علیه ایران وجود ندارد از نظر غرب فشار اقتصادی تبعات جنگ را ندارد چرا كه شلیك هر گلوله به سمت اهداف ایرانی می‌تواند به شلیك متقابل گلوله‌ای به سمت اهداف غربی در منطقه منجر شود. ولی در حوزه اقتصادی امكان واكنش متقابل از سوی ایران وجود ندارد. البته این نكته را نمی‌توان از نظر دور داشت كه دشمن در كمین می‌ماند تا اگر روزی براثر بعضی فعل و انفعالات، جبهه داخلی ایران ضعیف شد و توان دفاعی آن تحت فشار داخلی قرار گرفت، از طریق نظامی وارد شود و با سرعت بیشتر كار ایران را تمام كند. كما اینكه شاهد بودیم كه در تیرماه 1388 به یك‌باره استراتژی آمریكا از فشار اقتصادی به حمله نظامی تغییر كرد ولی تا خواست حمله را شروع كند، فتنه داخلی در ایران به نقطه پایانی خود رسیده بود.
 روش آمریكا در مواجهه با ایران، حسب آنچه در پرونده هسته‌ای شاهد بودیم- تركیبی از فشار، جبهه‌سازی و مذاكره است. آمریكایی‌ها از جنبه خارجی تلاش می‌كنند تا محیط تنفسی جمهوری اسلامی را تنگ كنند و به گونه‌ای وانمود شود كه گویا همه درب‌ها در خارج روی ایران بسته است و حال آنكه همه می‌دانیم كه در دنیای امروز و با وجود هزاران نهاد فرادولتی در بخش‌های تجاری، صنعتی، كشاورزی و... بستن درب روی یك كشور امكان‌پذیر نیست. از سوی دیگر آمریكایی‌ها به بعضی رخدادها از قبیل شیوع اعتراضات صنفی- كه بعضی از آنها، ناشی از ناكارآمدی و خلف وعده بعضی از مسئولان و دستگاه‌های كشور است- دل بسته‌اند و معتقدند نیروهایی در ایران برای «تغییر» به آنان كمك می‌كنند و صد البته اینها گمانه‌زنی‌های خامی است كه فقط ابلهان آن را باور می‌كنند.
 از منظر آمریكایی‌ها، وجود یك جبهه بین‌المللی و منطقه‌ای همانگونه كه در بحث هسته‌ای توانست به فشار بر ایران وجاهت ببخشد و كار آمریكا علیه ایران را با هزینه‌ای كم به نتیجه برساند، می‌تواند ایران را به حاشیه ‌رینگ ببرد و او را وادار به دادن امتیاز نماید. اما واقعیت این است كه اگر هم اینك كشوری به یك «جبهه موثر»  دسترسی دارد، آن كشور ایران است. برخلاف عربستان و نیز برخلاف اروپا، اینك ایران به یك جبهه موثر منطقه‌ای - از آب‌های دریای عمان تا آب‌های مدیترانه - شكل داده است. جبهه‌ای كه در مدت كم و با هزینه‌ای اندك توانست دولت‌های دوست را حفظ كرده و جریانات معارض را ناكام بگذارد. ماجرای كردستان عراق كه تقریبا بدون تلفات و در كوتاهترین زمان به سامان رسید یك نمونه از موفقیت و سر‌زندگی جبهه‌ای است كه نقطه فرمان آن در تهران است.
 آمریكا و اروپا معتقدند در ایران جریانی وجود دارد كه كماكان «مذاكره» را در سطح ملی پیش می‌برد و ضرورت آن را جنبه  همگانی می‌بخشد. از نظر آنان در ایران به اندازه كافی نیروهایی هستند كه اهداف غرب را با زبانی ایرانی به مخاطب منتقل كرده و در دو سطح نخبگان و دولتمردان یارگیری نمایند. بر این اساس غربی‌ها روی گسترش رفت و آمد سیاسی مقامات اروپایی به ایران تاكید دارند. از نظر آنان سفر مقامات فرانسوی و انگلیسی و آلمانی به ایران بدون آنكه به توافق اقتصادی منجر شود، تصویری از یك اروپای قابل اعتماد به ذهن شهروند ایرانی منتقل می‌كند و این به طرفداران مذاكره در ایران كمك می‌كند تا پروژه جدیدی كه مبتنی بر مهار قدرت منطقه‌ای و در واقع نقطه پایان گذاشتن بر حیات «انقلاب اسلامی» است، ابتدا در ساحت ملی و سپس در حاكمیت آغاز كرده و ادامه كار را به طرف اروپایی بسپرد و در نهایت زیر قراردادی امضا كند كه هر جزء آن یك بخش كلیدی از قدرت و نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را نشانه رفته باشد.
 البته پر واضح است كه اروپایی‌ها گمان می‌كنند ایران در زیر سلطه‌ نیروهایی است كه مذاكره را مهم‌ترین راه‌‌حل به حساب می‌آورند. آنان گمان می‌كنند در ایران دولتی بر سر كار است كه در برابر فشار تسلیم می‌شود. این البته تصور درستی از حكومت و جامعه جمهوری اسلامی نیست. مردم ایران به خوبی می‌دانند كه استقامت در برابر فشار ظالمانه بهترین و كم‌هزینه‌ترین راه رسیدن به جامعه‌ای «امن» و «آباد» است.

 




دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط