پیوندها درباره سایت ارتباط با ما

تاریخ : یکشنبه 25 تير 10:41 کد خبر : 7396

ازدواج و خانواده در آمریکا

مفهوم خانواده از مهمترین مقولات اجتماعی است که در جامعه آمریکا شمالی، تا الان، از جایگاه بالایی برخوردار است، و نیز از جمله متغیرهای اجتماعی است که در گذر تاریخ متحمل تغییرات ساختاری بسیاری شده است.


 

سعید_كیانپور، دانشجوی دكتری ازدواج و خانواده درمانی در دانشگاه ویرجینیا تك، اینترن دانشكده پزشكی دانشگاه ایندیانا

قسمت اول

 

آلوین تافلر در كتاب موج سوم تاریخ بشر را به سه دوره عصر كشاورزی، عصر صنعت، و عصر دیجیتال تقسیم می كند و كاركرد و شكل خانواده را در هر كدام بسته به مقتضیات هر عصر به طور مختصر توصیف می كند.

ویل دورانت در كتاب تاریخ تمدن نیز فلسفه زیربنایی فرزندآوری (به خصوص پسر) و تشكیل خانواده را حفظ املاك و دارایی و پرورش نیروی كار رایگان می‌دانست.

درعصر صنعت نیز دولت در جایی جامه خانواده را بر تن كرد و سعی در شبیه‌سازی كاركردهای خانواده كرد و در جایی دیگر تعریفی از خانواده ارائه داد كه روابط تعریف شده در مذهب میان زن و مرد و وابستگی‌های سنتی خانوادگی را بی‌اعتبار ساخت؛ هر دو به جهت تولید نیروی كار ارزان و ایجاد بهره‌وری و سود اقتصادی بی انتها برای دولت،ها و بنگاه‌های اقتصادی وابسته به آنها.

در واقع گونه‌ایی از خانواده كه امتداد آن را در عصر مدرن یا دیجیتال به شكل دیگری می‌بینیم.

 

اما اكنون در عصر دیجیتال، یا از دیدگاه اجتماعی عصر پست مدرن، خانواده معنا و ساختارهای متفاوتی یافته است. ازدواج و خانواده‌های همجنسگرا از این دست است. آنچه در عصر حاضر در رابطه با روابط صمیمی یا عاشقانه انسانها بیش از همه بر آن تاكید می،شود و بر دیگر جنبه‌ها پیشی گرفته، عشق یا LOVE است.

 

ما كمتر می‌شنوید كسی با هدف فرزندآوری ازدواج كند و تشكیل خانواده دهد، بلكه گفته می‌شود به خاطر عشق و دوست داشتن است كه دو نفر زندگی مشترك را بر تجرد ترجیح می‌دهند، و حالا ممكن است فرزند یا فرزندانی هم در قبلش به وجود بیایند. به طور معمول افراد به جهت فرزندآوری رابطه صمیمانه و یا جنسی برقرار نمی‌كنند بلكه به خاطر چیزی است كه از آن به عنوان عشق نام برده می‌شود و لذتی كه از آن حاصل می‌شود.

 

وقتی هدف از یك رابطه فقط عشق شد، بازتولید و یا Productivity معنای دست دومی می‌یابد یا به عبارتی در اولویت‌های پایین‌تر از رابطه قرار می گیرد، پس دیگر فرقی نمیكند كه این رابطه عاشقانه میان دو جنس موافق باشد یا مخالف؛ مهم عشق است.

وقتی چنین روابطی اصالت و مشروعیت اجتماعی به دست آورد (اخیرا در حال به دست آوردن مشروعیت مذهبی هم هست)، تحت عناوینی همچون تساوی جنسیتی، دیگر انواع رابطه نیز بسته به میل انسان پدیدار خواهد شد.

 

حاصل این توجه عامدانه و صرف به عشق و توهم عشق عبارت است از كم رنگ شدن تقدس ازدواج، خانواده، و فرزندآوری در این چارچوب و نیز ظهور روابطی است كه اساسا هیچ تولیدی به همراه ندارند.

 

نتیجه اینكه هم‌اكنون نیمی از ازدواج‌ها در ایالات متحده منجر به طلاق و نیز نزدیك به نیمی از تولدها نامشروع (با تخطی از تعریف سنتی و مذهبی از ازدواج) هستند.

در چنین محیطی دلبستگی ها‌ و وابستگی‌های عاطفی و خانوادگی نه چندان محكم و قوی شكل می‌گیرد و اهمیت بر استقلال فردی افراد به شدت افزایش و شكل خاصی از سبك زندگی را به وجود می‌آورد.

 

به نظرم این نوعی از سبك زندگی است كه دولت‌ها برای بهره‌وری و سودآوری هرچه بیشتر اقتصادی و نیز داشتن ارتش‌هایی قوی به آن نیاز دارند.

نیروی های كار و سربازهایی كه دلبستگی و وابستگی‌های خانوادگی كمی دارند یا اصلا ندارند از هر چیزی برای دولت‌ها بهترند.

 

قسمت دوم

 

تعاریف متعددی از خانواده تاكنون ارائه شده است. با در نظر گرفتن آنچه در قسمت قبل توضیح داده شد، در كتب علمی تعریف خانواده به دو دسته سنتی و مدرن تقسیم می‌شود. این تعاریف هر كدام خصوصیاتی دارند و نمی‌توان گفت كه كامل یا صحیح هستند. این تعاریف برگرفته از مبانی تاریخی، فرهنگی، و اجتماعی غرب است و به هیج عنوان قابل بسط به ایران نیستند، هر چند تشابهاتی وجود دارد.

 

خانواده در اعصار گذشته نهادی تعریف می‌شد كه دارای این خصوصیات بود:

1- دو یا سه نفر كه از طریق خون، ازدواج، یا فرزندخواندگی با هم مرتبط می‌شوند.

2- با هم زندگی می‌كنند.

3- یك نهاد اقتصادی كوچك را تشكیل می‌دهند.

4- فرزندانی را پرورش می‌دهند.

 

لیكن اكنون خانواده گروهی صمیمی از دو یا تعداد بیشتری افراد است كه:

1- رابطه یا روابط متعهدانه با هم دارند.

2- به نیازهای یكدیگر (و فرزندان) توجه می‌كنند.

3- فعالیت‌های مشترك و روابط عاطفی نزدیك دارند.

 

با مقایسه دو تعریف فوق، واضح است كه مقوله ازدواج و روابط خونی كه مورد تاكید مذاهب گوناگون و سنت است در تعریف مدرن مطرح نیست. رابطه متعهدانه در تعریف مدرن، شكل بزك شده همان ازدواج است اما به طور مشخص صحبتی از ازدواج با تعریف قدسی كه دارد نمی‌شود. اگر هم در جوامعی مانند اروپا یا آمریكا شمالی به طور كلان صحبتی از آن می‌شود، منظور بیشتر ثبت یك قرارداد مدنی و قانونی است تا یك امر مقدس برای مشروع ساختن یك رابطه خاص.

به همین صورت است قانونی شدن و ثبت ازدواج افراد همجنسگرا به عنوان یك قانون لازم الاجرا برای همه ایالت‌های آمریكا.

 

البته نگاه مقدس به امر ازدواج در برخی ایالات جنوبی این كشور هنوز وجود دارد و به طبع خانواده هنوز از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. اما در درون همین اجتماعات، با در نظر گرفتن نژاد، سطح سواد و درآمد، و جایگاه اجتماعی افراد روابط خارج از خطوط قرمز مذهبی به وفور دیده می‌شود. به عنوان مثال، داشتن روابط جنسی با افراد مختلف و یا هم‌خانگی كه در ایران تحت عنوان "ازدواج سفید" شناخته می‌شود.

روزی در حال رانندگی در یكی از ایالت‌های جنوبی آمریكا به رادیویی گوش می‌دادم كه متعلق به كلیسا بود. واعظ به صراحت به شنوندگان خود توصیه می‌كرد كه اگر در چنین روابطی هستید بی‌درنگ آن را رها كنید و با این كار به دامان پرمهر خداوند باز گردید.

 

اما از منظر كلان، با كم‌رنگ شدن اهمیت ازدواج، خانواده‌های تك والدی كه در آن بیشتر زنان سرپرست خانواده هستند، رشد چشم‌گیری یافته است و از این رو خویشاوندان خیالی یا Fictive Kin در تصویر كلی ما از خانواده مدرن سهم مهمی دارند.

خویشاوندان خیالی كسانی هستند كه نه از طریق رابطه خونی و نه ازدواج بلكه تنها به واسطه دوستی و یا مجاورت با ما رابطه و ارتباط دارند. همه موارد ذكر شده شاید مسیری است به سوی وابستگی كمتر و دلبستگی نداشتن به خانواده.

 

قسمت سوم

 

وقتی كه بحث خانواده و تعریف آن به میان می‌آید، موضوع انواع خانواده، شكلها و ساختارهای مختلف آن نیز مطرح است. خانواده معمولا به طور سنتی به دو نوع خانواده هسته‌ای و خانواده گسترده تقسیم میشود.

 

خانواده هسته‌ای، خانواده‌ای است كه بسیاری از ما آن را تجربه می‌كنیم كه شامل پدر و مادر و فرزندان است.

 

خانواده گسترده شامل خانواده هسته‌ای به اضافه افرادی از خویشاوندان معمولا نزدیك مانند اعضایی از نسل‌های گذشته خانواده مانند پدر و مادربزرگ و عمه و خاله و ... است كه همه در كنار هم زندگی می‌كنند و مانند آن را در سال‌های دور و شاید هم اكنون در برخی از شهرها و روستاهای ایران شاهد هستیم.

 

این تقسیم‌بندی مربوط به زمانی میشود كه تعریف سنتی از خانواده را بپذیریم (البته انتقادات جدی به تعریف سنتی ذكر شده وارد است كه فعلا موضوع بحث من نیست). اما بر اساس تعریف مدرن از خانواده، این تقسیم‌بندی‌ها چگونه خواهد شد؟

 

به طور كلی ساختار خانواده متشكل است از خانواده هسته‌ای، خانواده تك والدی، زوج‌های همجنسی كه فرزند یا فرزندانی را به فرزند خواندگی قبول كرده‌اند، و فرزندانی كه با پدر و مادر بزرگ خود زندگی می‌كنند.

اما ساختارهای دیگری هم هستند كه شاید كمتر در مود آنها نوشته شده است و یا كمتر در مورد آنها شنیده و یا دیده‌ایم.

این تنوع ساختاری بسته به شرایط اجتماعی و نیز پیشرفت یا پسرفت یك جامعه در تمدن، دموكراسی و سبك زندگی سكولار بیشتر یا كمتر است! در واقع می‌توان گفت این تنوع بی‌انتهاست.

 

یكی از بخش های جالب و در عین حال چالشی دوره دكتری بنده دیدن مراجعین در كلینیك وابسته به دانشگاه محل تحصیل در آمریكا بود.

من به طور قالب هفته‌ای 7 تا 10 مراجع می‌دیدم و این موضوع، فرصت بی‌نظیری را برای من فراهم می‌ساخت تا با فرهنگ و سبك زندگی آمریكایی آشنا شوم و نه تنها آنچه با خود به عنوان تجربه از ایران آورده بودم را به طور حرفه‌ای محك بزنم و به چالش بكشم، بلكه به دید و منظرم از انسان و اجتماعش عمق ببخشم.

 

یكی از اصولی كه در روان درمانی مورد بحث است، موضوع سوگیری نداشتن و دخالت ندادن قضاوت‌های شخصی درمانگر در كار و فرآیند درمان است. چرا كه درمانگر با داشتن یك قالب فكری نامنعطف و المان‌های از پیش تعیین شده در آن و سپس قرار دادن مراجع در این قالب كه تنها می‌تواند از یك منظر خاص به مراجع و مشكلات او نظاره كند، در واقع كار خود را بی اثر كرده و در مفهوم‌سازی آن فرد دچار مشكل و نارسایی می‌شود.

 

بنابراین پیش‌زمینه فرهنگی اجتماعی روان درمانگر در جهان بینی و دید او نسبت به مراجع و مشكلاتش تاثیر بی‌بدیلی دارد.

 

قسمت چهارم

 

من با داشتن قالب فكری، فرهنگی، و اجتماعی ایران و نیز تجاربم با مراجعان ایرانی وارد عرصه‌ای شدم كه در آن انسان‌ها به طور متفاوت زندگی می‌كنند.

 

در یكی از روزها زوجی برای مشكل رابطه‌ای كه داشتند به من مراجعه كردند. آنها در ابتدا بسیار خوش برخورد و مشتاق گفتگو و حل مشكل خود بودند. پس از معرفی و ارائه یك مقدمه اجمالی به طور دست پاچه از سابقه رابطه، نوع رابطه، و نیز مشكلی كه برای آن پی كمك آمده بودند، مرتب سوالاتی می‌پرسیدم تا متوجه شوم اصلا این وسط كی به كیست؟! خود زوج هم متوجه گیج شدن من شدند و جنبه‌های دیگری از رابطه خود را برای من افشا كردند.

 

این آقا و خانم عاشق و معشوق، دوستان هم بودند كه با هم زیر یك سقف زندگی می‌كردند. در عین حال، آقا 9 سال بود كه ازدواج كرده بود و با همسر خود نیز زیر همان سقف زندگی می‌كرد!

 

مشكل این خانم و آقا از زمانی شروع شده بود كه این خانم دوست دختری داشت (این خانم طبق تعریف دوجنس خواه بودند یعنی به لحاظ جنسی به هر دو نوع جنس تمایل داشتند) كه تصمیم گرفته بود او را به خانه بیاورد و با هم زندگی كنند؛ یعنی هر 4 نفر زیر یك سقف با داشتن روابط مثلثی و آزاد.

 

آقا از یك طرف با شدت و حدت می‌گفت من عاشقت هستم، خانم هم گولی گولی اشك می‌ریخت و بر تصمیم و قصد خود پافشاری می‌كرد و من همچنان مات و مبهوت تازه وارد مرحله آهان شده بودم.

 

در اصطلاح این نوع سبك زندگی و رابطه را Polyamory می‌گویند كه در آن افراد با بیش از یك نفر رابطه صمیمی/جنسی دارند؛ با توجه به اطلاع و رضایت همه طرف‌های رابطه، مانند آنچه در بالا توصیف شد.

 

 البته این مورد، دارای خصوصیات منحصر به فردی بود مانند اینكه این رابطه هم Polyamory بود و هم یك ازدواج باز و یا اینكه یكی از اضلاع رابطه، رابطه همجنسگرایانه بود و افراد حاضر در رابطه از جهت‌گیری‌های جنسی متنوعی برخوردار بودند. در هر حال، ساختار خانوادگی و رابطه‌ای این افراد چیزی نبود كه در چارچوب ذهنی و فرهنگی من بگنجد.

 

تا زمانی كه سیستم فكری و اعتقادی حاضر در غرب حاكم است، تنوع ساختاری خانواده، یا اینك بهتر بگویم ساختار روابط صمیمانه انسان‌ها، روز به روز متنوع‌تر می‌شود تا بتواند امیال رم كرده او را برای مدتی، حتی كوتاه، آرام كند.

این گونه از روابط در واقع همان سبك زندگی و نیروی كاری است كه بهترین كارایی را برای اقتصاد، سودآوری اقتصادی، و ارتش‌های دولت‌هایی مانند آمریكا دارد، كه در ابتدا به آن اشاره كردم.

 

ان شاء الله در آینده اگر وقت یاری كند مطالبی در رابطه با خانواده‌های مسلمان آمریكا خواهم نوشت.

 

علت درج این مطلب در این كانال به این دلیل است كه خوانندگان گرامی، از طریق قلم یك ایرانی متخصص در امور خانواده كه مقیم امریكاست، مفهوم خانواده و انواع آن در فرهنگ غرب را متوجه شوند، تامفهوم " خانواده" و مصادیق آن كه در سند توسعه پایدار 2030 و همچنین سند آموزش 2030 گنجانده شده است را بهتر دریابند.

برداشتی كه ما طبق فرهنگ و عقاید اسلامی خود در مورد مفهوم خانواده داریم با آنچه مدنظر طراحان یونسكو در این اسناد می باشد انطباق ندارد. بنابراین می بایست مسولان امردقت لازم را مبذول نمایند كه تعهداتی مغایر با ارزشهای دینی را نپذیرند.

اگرچه خطراموزش 2030 با هوشیاری مقام معظم رهبری برطرف گردید ، اما بدانیم كه سند توسعه پایدار 2030 شامل تدوین 16 سند داخلی دیگر مشابه سند آموزش 2030 می باشد كه توسط دستگاهای دیگر تدوین شده یا خواهند شد هوشیار باشیم كه خطر كماكان وجود دارد.


کد خبرنگار : 25


دیدگاه
لطفا دیدگاه خود را با حروف فارسی بنویسید
"مدیریت سایت" مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبین است.
"مدیریت سایت" از انتشار دیدگاه هایی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی احترامی به اشخاص قومیت ها عقاید دیگران موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه های دین مبین اسلام باشد معذور است.
دیدگاه ها پس از تائید مدیر بخش مربوطه منتشر می شود.



اخبار مرتبط